بایگانی برچسب‌ها ‌

تاملاتی درباره تحقق انقلاب اسلامی در فضای مجازی

چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۳

فضای مجازی و انقلاب اسلامی

۱- اگر «جنگ نرم» را به عنوان یک حقیقت بدانیم، لازم است ملزومات این جنگ را هم رعایت کنیم و همان‌گونه که در «جنگ سخت» باید ابزار در اختیار داشته باشیم، برای این جنگ نیز باید ابزار متناسب اختیار کنیم. و همان‌گونه که در جنگ سخت قاعده‌اش بر ایجاد رعب و استفاده از برترین ابزارهاست در این‌جا هم باید «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ» را سرلوحه‌ی کار قرار دهیم و پیشرفته‌ترین‌ها را به دست آوریم.

۲- اگر انقلاب اسلامی بخواهد در فضای مجازی امتداد یابد، باید واجد شاخصه‌هایی باشد که انقلاب اسلامی در سایر شئون‌ش واجد آن است. پس اگر انقلاب اسلامی هم در علت موجده و هم در علت مبقیه به مردم انقلابی و مسلمان وابسته است، در اینجا هم حضور مردم اصل است. و کناره‌گیری مردم و واسپاری همه‌ی امور به دولت خلاف تکلیف‌گرایی انقلابی-اسلامی است. و کنارگذاشتن مردم از متن فضای مجازی و حوزه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و عمل انقلابی، اگر خیانت نباشد، حماقت است.

۳- در انقلاب اسلامی، اصالت با محتوا و پیام انقلاب اسلامی بوده است و نه ابزار پیام‌رسانی. کما اینکه در همان زمان نوار کاست پیام‌رسان انقلاب اسلامی بوده است؛ همان نوار کاست‌هایی که شاید می‌توانستند حامل پیام ابتذال هنرمندان آن دوره‌ی طاغوتی باشند. و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزان و رهبران جریان انقلابی (چه امام خمینی (ره) و چه رهبران میانی از بهشتی‌ها و مطهری‌ها گرفته تا شریعتی‌ها و دیگران) با نفی ابزار و غرب به عنوان امر غیرقابل تفکیک، انقلاب را پی نگرفتند. بلکه با اصلت بخشیدن به پیام اسلام، انقلابی را پی گیری کردند و که در استمرار خود فرهنگ را به سوی فرهنگ اسلامی متحول خواهد کرد. و همان‌طور که این انقلاب اصالتاً اسلامی بوده است، پس تحقق انقلاب اسلامی در فضای مجازی هم امری اصالتاً و بالضروره فرهنگی خواهد بود.

۴- اعتدال میان استقلال و آزادی از ابتکارات و فرازهای مهم قانون اساسی ماست. آنجا که در اصل ۹ می‌گوید:

«در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‏ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»

بر اساس این اصل باید نتیجه گرفت که اگر قرار است استقلال در فضای مجازی مبتنی بر نگاه انقلاب اسلامی باشد، با حذف تمام اختیارات انسانی تحقق نمی‌یابد. بنابراین اگر قرار باشد کمال انسانی تحقق یابد، جز با انتخاب مختار انسان نتیجه نخواهد گرفت. پس سلب آزادی امری خلاف اصل است و باید به موارد ضرورت اکتفا شود.

توضیح آنکه هرچند ممکن است در جزئیات بر مبنای قانون بتوان محدودیت‌هایی را اعمال کرد، اما آیا این امر در طولانی مدت باعث تضعیف اندیشه‌ورزی خواهد شد. کما اینکه شهید مطهری می‌فرمود که این شبهات باعث تقویت اسلام می‌شود و از آنها احساس خطر نمی‌کنم. از سوی دیگر می‌دانیم که اصول دین را نمی‌توان تعبدی و تقلیدی پذیرفت و باید فحص و بررسی شود و بدون تحقیق دین‌داری محقق نمی‌شود. اما چگونه این امر با ممنوعیت نشر کتب ضلال جمع می‌شود؟ به نظرم تعادل میان این دو باید برقرار شود که هم اندیشه با «استماع اقول متفاوت و پذیرش احسن آنها» تقویت می‌شود و هم دولت باید از توزیع شبهه‌ها و اتهامات غیرواقع جلوگیری کند. اما واقعاً نمی‌دانم تعادل چگونه میان آنها برقرار خواهد شد. در فضای مجازی هم انتخاب‌گری و سالم‌سازی هر دو مهم هستند، و باید میان این دو تعادل ایجاد کرد. (مطالب غیراخلاقی از این استدلال‌ها تخصصاً خارج است.)

۵- انقلاب اسلامی امری جهانی است و صدور انقلاب، ترجمان لفظی اندیشه‌ی جهانی آن است. پس انحصار ارتباطات در مرزهای جغرافیایی خلاف این اصل است. بلکه باید تلاش کرد تا همه مستضعفان عالم را با هم ارتباط داد و شبکه‌ی بزرگ آنها را سامان داد و اینترنت و شبکه‌های اجتماعی قطعاً در این مسیر تسهیل‌کننده هستند. پس باید زمینه‌های ارتباط را فراهم کرد. حتی اگر امکان بهره‌مندی همه افراد از برخی شبکه‌های اجتماعی وجود ندارد، باید این امکان را داد که افراد بر اساس نیاز یا هدف‌شان دسترسی‌های متفاوتی داشته باشند.

۶- فرهنگ‌سازی برای استفاده درست از فضای مجازی مهم است و باید آموزش سواد رسانه‌ای به همه، یکی از برنامه‌های آموزشی کشور باشد. قانون تنها در این مسیر یکی از ابزارهاست که با ایجاد مانع، جلوی برخی انحرافات و آسیب‌ها را می‌گیرد. اما همه‌ی آن نیست. کما اینکه می‌بینیم برخی قوانین چنان از سوی مردم نقض می‌شوند که شانی برای قانون نمی‌ماند. و این ابتذال قانون در بلندمدت به از میان رفتن قبح قانون‌شکنی و هنجارشکنی خواهد رسید و آسیب‌زا خواهد بود.


مسئله‌ای که دیگر‌ مجازی نیست

چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۲

بازخوانی رویدادهای فضای مجازی در سال ۹۲

محمدصالح مفتاح:

اگر مسئله هسته‌ای نبود، بیراه نبود اگر چالش دولت درباره فضای مجازی را از مهم‌ترین اتفاقات سال بدانیم.

چه از نظر وسعت افراد درگیر و چه از نظر حجم خبر. حتی بعضی‌ها گفته‌اند که دولت برای جبران کاستی‌ها در بخش‌های دیگر نگاهی به فضای مجازی دارد تا سرمایه اجتماعی خود را از این طریق افزایش دهد. درسالی که آخرین روزهایش را پشت سر می‌گذاریم،پس از آنکه کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، حکم به مسدود‌سازی‌ نرم‌افزار وی چت داد، واعظی معترض شد و اعلام کرد که وزارتخانه متبوع وی، با این کار مخالف است. اما چنان که معلوم است نمایندگان قوه مجریه در کارگروه، این نظر را نداشته‌اند وگرنه این اتفاق نمی‌افتاد. از طرف دیگر با انتقاداتی که از این تصمیم شد، قرار بر این شد که نرم‌افزارهای مشابه تا ایجاد یک بستر ملی و تقویت جایگزین‌ها به تأخیر بیفتد. بنابراین فعلاً از فیلترشدن وایبر و تانگو و اسکایپ و… خبری نخواهد بود.

جلسه صادق با نمایندگان ۶ وزارتخانه

فاطمه رهبر، از برگزاری جلسه محمدرضا صادق (مشاور رئیس‌جمهور) با نمایندگان وزارتخانه‌ها در کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه پرده برداشت. هرچند محتوایی از این جلسه منتشر نشد، اما به‌نظر می‌رسد دولت نتوانسته است نگاه کارشناسی را به نفع رفع فیلتر برخی سرویس‌دهندگان شبکه‌های اجتماعی متقاعد کند.

حضور در شبکه‌های اجتماعی

از روزهای اولیه دولت، حضور مسئولین دولتی در فیس‌بوک حاشیه‌ساز بود. برخی به استناد اینکه این شبکه‌ها در ایران مسدود است، آنها را از حضور منع کردند و برخی هم حضور آنها را طلیعه تغییر شیوه برخورد حاکمیت با شبکه‌های مجازی می‌دانستند.

به جز رئیس‌جمهور، محمدجواد ظریف، بیژن زنگنه، اسحاق جهانگیری، حسام‌الدین آشنا و معصومه ابتکار به‌طور رسمی در این شبکه‌ها عضویت دارند و البته وزیر ارشاد هم بارها گفته است که در این شبکه‌ها حضور و فعالیت دارد.

از همه فعال‌تر وزیر امور خارجه است که با ادبیات خاصی از فعالیت‌های خود گزارش می‌کند.

ساماندهی می‌کنیم

الهام امین‌زاده، معاون حقوقی رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با فارس تأکید کرده که منع قانونی فیس‌بوک را بررسی خواهد کرد. امین‌زاده همچنین گفته که عضو فیس‌بوک نیست. این خبر یک روز بعد از آن منتشر شد که خبرگزاری‌ها با انتشار خبری، به عضویت الهام امین‌زاده در فیس‌بوک اشاره کرده‌اند. وی همچنین گفته‌ است: «کمیته‌ای در این‌باره در نهاد ریاست‌جمهوری تشکیل شده است تا به این مسئله رسیدگی کند.» البته خبری هم از این کمیته نشد.

فیس‌بوک، صهیونیست و جاسوس است

اما عبدالصمد خرم‌آبادی، دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه با یادآوری ماهیت صهیونیستی فیس‌بوک به این موضوع واکنش نشان داد. او به فارس گفت که نمی‌توان میان محتوای مجرمانه و غیرمجرمانه فیس‌بوک مرزی قائل شد و تأکید کرد: «علاوه بر این، مشکل فیس‌بوک قبل از اینکه به محتوایش برگردد، مربوط به ماهیت و عملکرد آن است، چرا که این سایت بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین ابزار جمع‌آوری اطلاعات برای سازمان‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل به شمار می‌رود.»

این دولت نیست!

صفحات جعلی بلای دولتی‌ها شد. خبرسازترین آنها هم صفحه‌ای بود که با نام خانم افخم، سخنگوی وزارت امور خارجه تاسیس شد. چندی بعد «صفحه پایگاه اطلاع‌رسانی دولت تدبیر و امید» خبر روزنامه شرق شد. اما تا تکذیب خبر، یک روز بیشتر طول نکشید. اکانت‌های جعلی با نام سایر اعضای دولت هم در یک بازه زمانی کوتاه ایجاد شد. طیب‌نیا، رحمانی فضلی، پورمحمدی، آخوندی، علوی، واعظی، دهقان و… هم دارای اکانت جعلی هستند.

ظریف هک شد

۲۳ شهریورماه، یعنی درست در همان زمانی که فیس بوک ظریف در اوج بود، مطلبی در فیس‌بوک او منتشر شد که به سرعت هم حذف شد. اما خبر آمد که صفحه وی هک شده است و نفوذگران این مطلب را در آن منتشر کرده‌اند. این پیام سیاسی تحذیری بود تا وزیر امور خارجه بداند که آسیب‌پذیری این فضا کم نیست و حتی ممکن است این ابزار علیه او هم به‌کار گرفته شود.

هر چند حضور مستمر وزیر به مذاق خیلی‌ها شیرین بود، اما منتقدان ظریف معتقدند وزیر خارجه پیش از آنکه به شبکه‌های اجتماعی بپردازد، باید به وظایف ذاتی خود و سایت‌های رسمی وزارتخانه متبوع خود توجه کند. چرا که بسیار ضعیف است و حتی برخی سایت‌های اقماری آن هنوز دکتر صالحی را به‌عنوان وزیر خارجه معرفی می‌کنند.

حضور وزیر ارتباطات در شبکه‌های داخلی

اما برخلاف بسیاری از دولتمردان، وزیر ارتباطات شبکه‌های اجتماعی وطنی را تجربه کرد. او در چند نوبت در شبکه‌های کلوپ و زیگورات و آپارات و چند شبکه دیگر حاضر شد و با کاربران آنها گفت‌وگو کرد. او چند روز بعد که این تجربه را به رئیس‌جمهور هم منتقل کرد، قرار شد حجت‌الاسلام روحانی هم در این شبکه‌ها حضور پیدا کند.

جای خالی اخلاق در فضای مجازی

اخلاق گمشده فضای مجازی است. نه بزرگ‌تری هست و نه دولت برای فرهنگ‌سازی کاری کرده است. در سالی که گذشت، درپی همگروه شدن ایران و آرژانتین در جام جهانی موج توهین به مسی در شبکه فیس‌بوک به راه افتاد. این موج که از یک کل‌کل کوچک شروع شده بود به بی‌اخلاقی منجر شد.

برای جبران این بی‌اخلاقی‌ها اعلام شد که جمشید مشایخی به پیشنهاد علی فتح‌الله‌زاده و با هزینه باشگاه استقلال به اسپانیا خواهد رفت تا با لیونل مسی دیدار کند و بابت توهین فیس‌بوکی برخی کاربران ایرانی از وی عذرخواهی کند. همزمان هم برخی از کاربران دیگر ایرانی، به صفحه مجری برنامه قرعه‌کشی تیم‌ها خانم «فرناندا لیما» حمله بردند و چیزهایی نوشتند که آن زن مدل برزیلی از شرم و عصبانیت صفحه‌اش را بست‌.

ما جین‌پوشیم

نتانیاهو هرگز فکر نمی‌کرد که گفت‌وگویش با یک شبکه دولتی انگلیس برای مخاطبان فارسی‌زبان اینقدر مورد توجه باشد. از آن همه حرف‌های او علیه ایران و ایرانی، مخاطبان فضای مجازی این بخش را برجسته کردند که گفته بود در ایران آزادی برای پوشیدن جین و موسیقی غربی نیست!

این حرکت کاربران ایرانی، به مجموعه‌ای از طنز و پیام‌های سیاسی بدل شد که انزجار مردم را از توهین‌های صهیونیست‌ها نشان داد و نشان داد با همه انتقادات از دولت و مملکت، باز هم جایی برای اسرائیل وجود ندارد.

آنقدر نوشتند که به نظر می رسد این تجربه مواجهه مستقیم ایرانیان با مقام‌های رژیم صهیونیستی برای آنها درس عبرتی باشد که دیگر مردم را دست‌کم نگیرند حتی در فضای مجازی.

آن مردی که جز با دختر پلوسی گفت‌وگو نکرد!

یکی از خبرسازترین اخبار درباره حضور دولت در فضای مجازی گفت‌وگوهای ظریف با دختر نانسی پلوسی (رئیس سابق سنا و رهبر دمکرات‌های مجلس سنای آمریکا) و گفت‌وگوی روحانی با مدیر توییتر است.

انتشار پیام تبریک وزیر امور خارجه ایران به مناسبت تبریک عید «روش هشانا» سال نو میلادی عبری با واکنش دختر یکی از سیاستمداران آمریکا مواجه و به‌طور گسترده در فضای مجازی منتشر شد.

در واکنش به این توییت، کریستی پلوسی، (دختر نانسی پلوسی که رئیس سابق مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا بوده) در پاسخ به تبریک وزیر خارجه کشورمان نوشت: «متشکرم، سال جدید اگر شما به انکار هلوکاست از سوی ایران پایان دهید شیرین‌تر خواهد شد.»

ظریف نیز در پاسخ نوشت: «ایران هیچگاه هلوکاست را انکار نکرده است، فردی که هلوکاست را انکار کرد، رفت. سال جدید مبارک.»

گفت‌وگوی رئیس‌جمهور با مدیر توییتر

جک دورسی، بنیانگذار توییتر در صفحه توییتر روحانی نوشت: «عصر‌بخیر آقای رئیس‌جمهور! آیا مردم ایران قادر به خواندن توییت‌های شما هستند؟»

این سؤال کنایه‌آمیز دورسی که حاکی از فیلتر بودن شبکه‌های اجتماعی چون فیس‌بوک و توییتر در ایران است، با این پاسخ روحانی مواجه شد: «عصربخیر جک! همانطور که من در مصاحبه با کریستین امانپور تأکید کردم تلاش‌های من در جهت آن است که مردم (ایران) به راحتی قادر باشند به‌عنوان یک حق به همه اطلاعات جهانی دسترسی داشته باشند.»

شورای‌عالی فضای مجازی

در آخرین روزهای سال۹۰ به تدبیر رهبر معظم‌انقلاب‌ امیدی در دل‌ها پدید آمد که اوضاع آشفته فضای مجازی بسامان برسد. در حکم تاسیس این شورا آمده است: «گسترش فزاینده فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی به‌ویژه شبکه جهانی اینترنت و آثار چشمگیر آن در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی و لزوم سرمایه‌گذاری وسیع و هدفمند در جهت بهره‌گیری حداکثری از فرصت‌های ناشی از آن در جهت پیشرفت همه‌جانبه کشور و ارائه خدمات گسترده و مفید به اقشار گوناگون مردم و همچنین ضرورت برنامه‌ریزی و هماهنگی مستمر به‌منظور صیانت از آسیب‌های ناشی از آن اقتضا می‌کند که نقطه کانونی متمرکزی برای سیاستگذاری، تصمیم‌گیری و هماهنگی در فضای مجازی کشور به‌وجود آید. به این مناسبت شورای‌عالی فضای مجازی کشور با اختیارات کافی به ریاست ِرئیس‌جمهور تشکیل می‌گردد و لازم است به کلیه مصوبات آن ترتیب اثر قانونی داده شود.» با این شورای‌عالی قرار بود که همه‌چیز درباره اینترنت و فضاهای دیجیتال سامان یابد. اما عدم‌تعهد دولت‌ها برای فعال کردن این ابزار و به حاشیه‌راندن شورا با ایجاد شوراهای موازی و عدم‌تشکیل جلسات و… باعث شده است تا همچنان آشفته‌بازار فضای مجازی نابسامان بماند.

منتشر شده در: همشهری

 


چرا فیس‌بوک باید فیلتر بماند؟

فیلترینگ شبکه های اجتماعی و عضویت در آنها دو بحث جداگانه است. مانند این می ماند که شما افرادی را برای حضور در یک جمع خاص توصیه هم بکنید ولی برای افراد دیگر حضور در این جمع ممنوع باشد. محفلی هست که بزرگسالان حضور دارند، شاید حرفها و رفتارها به نحوی نباشد که مناسب سن کوچکترها باشد. این به این معنا نیست که حتما در آن جمع حرفها و رفتارهای بدی از حاضرینش سر می زند، بیشتر مسئله تناسب مطرح است.

حالا شبکه های اجتماعی را در نظر بگیرید. ممکن است محتواهایی که میان برخی افراد در حوزه های مختلف تبادل می شود، برای بخشی از مخاطبین رسانه های اجتماعی و اعضای این شبکه ها امری معمول باشد، اما آیا برای عموم همینطور است؟

یک مبحثی در فقه وجود دارد با عنوان «مکاسب محرمه». مثلا یک موردش خرید و فروش کتب ضاله است که فقها آن را حرام اعلام کرده اند. چرا ؟ چون گمراه کننده است و موجب انحراف می شود. اما همین کتاب ها برای کاشناسان و کسانی که قصد نقد محتوا و رفع شبهات آن را دارند، اشکالی ندارد؛ چرا که اگر آن افراد این کار را نکنند چه بسا عده زیادی به واسطه محتوای کتاب مذکور گمراه شوند. به خاطر همین همه نباید دنبالش بروند به غیر از افرادی که صلاحیتش را دارند.

حالا فضای اجتماعی به طریق اولی این ویژگی ها را دارد. به همین جهت آسیب هایش گسترده است. تسهیل گناه و تضعیف اعتقادات در محیط شبکه های اجتماعی فراوان وجود دارد. ما در آموزهای اسلام داریم که تقوا به این معنا نیست که حتما بروید در فضای گناه آلود و برای حفظ ایمانتان تلاش کنید! برخی مراجع اصلا زندگی در برخی کشورها را با این عنوان که «دارالکفر» یا «دارالحرب» هستند، دارای اشکال دانستند، چرا که زمینه گناه در آنها وجود دارد. بنابر این برخی نمی توانند بگویند، مثلا ما برای تفریح به کشورهای خارجی سفر می کنیم!

با توجه به اینکه در فیس بوک موارد ممنوعه و غیر ممنوعه در هم تنیده شده است و امکان تفکیک مصادیق مجرمانه و غیر مجرمانه وجود ندارد، رابطه به همین شکل است.

یکی از دلایل عم امکان تفکیک مصادیق و محتواهای مجرمانه از غیر مجرمانه این است که ، فیلترینگ در ایران بر اساس url و آدرس است و هوشمند نیست. عدم هوشمندی فیلترینگ در ایران این اجازه را نمی دهد که ما بتوانیم محتوای بد و مجرمانه و غیراخلاقی را از غیرش که شاید هم محتوای مناسبی باشد، جدا بکنیم و طبیعتا همین یک مورد کافی است تا این فضا را در اختیار عموم قرار ندهیم.

شبکه اجتماعی فیس بوک، در همه حوزه ها، فضای مصادیق مجرمانه را فراهم می آورد. در همه بخشها؛ در حوزه های اخلاقی فیس بوک پر است از محتواهایی که عفت زدایی و حیا زدایی را ترویج می کنند. در حوزه های سیاسی هم به همین شکل؛ بسیاری از گروهها و جریانهای سیاسی معارض انقلاب اسلامی که فعالیتشان غیرقانونی است به راحتی در فیس بوک فعالیت می کنند. در حوزه امنیتی یکی از نمودهایش فتنه ۸۸ بود. در حوزه دین؛ هتک حرمتها و بی احترامی هایی که به مذاهب می شود. درکل همه گروههایی که یک نوع فعالیت انحرافی دارند، در فیس بوک محتواهای مجرمانه شان را انتشار می دهند. جریان های تکفیری و سلفی ها و منافقین از این دسته اند.

نکته دیگری که خاص ایران است، تساهل و تسامحی است که مدیران فیس بوک در مورد ایران به خرج می دهند. یکی از قواعدی که خود فیس بوک آن را نقض می کند، قراردادی است که شما در ابتدای عضویت در این شبکه اجتماعی امضا می کنید؛ مثلا در این قرار داد، نشر پورنو گرافی و محتوای پورنو مخصوصا در مورد کودکان ممنوع است، اما فیس بوک با انتشار آنها مقابله نمی کند.

یا تروریسم؛ کشتن آدم های عادی که در سراسر دنیا یک امر محکومی است، توسط فیس بوک تبلیغ می شود. گروههای تروریستی مثل جیش العدل و داعشو القاعده و … به شکل رسمی در فیس بوک شبکه دارند. گروههای تجزیه طلبانه در فیس بوک شبکه دارند. منافقین و دیگر گروهها در فیس بوک شبکه دارند و جالب این است که از این طریق گزارش فعالیت‌هایشان را ارائه می دهند و عضو گیری می کنند ولی فیس بوک به خاطر برخی منافع مشترکش با اینها، ایران را از قواعدی که خودش، خودش را به آنها ملزم کرده هم مستثنی کرده است.

البته مشکلات فنی داخلی هم مزید برعلت است. اگر ما بتوانیم شرایط را برای برخی ارتباطات سالم آماده کنیم و توسعه اینترنت سالم را گسترش بدهیم، موضوع فیلترینگ راحت تر حل می شود. شاید فیلترینگ برای کوتاه مدت مناسب باشد اما برای آینده، ما باید به فکر سازماندهی زیرساخت های اینترنت باشیم، البته در شرایط فعلی به دلیل نداشتن ابزار کنترل، نباید اجازه داد عموم مردم با این گروهها و افکار منحرف و مصادیق مجرمانه سازماندهی شده برخورد داشته باشند و نباید مردم را برای رفتن به سمت جرم تشویق کنیم.

مسوولین تصور نکنند که توسعه اینترنت بدون داشتن ابزار کنترل خطرناک نیست. بعلاوه هرکس هم سعی کند وظیه اش را درست انجام دهد و دقیقا وظیفه خودش را انجام دهد. مثلا وزیر خارجه اگر می خواهد از طریق اینترنت با اعضای شبکه های اجتماعی ارتباط بگیرد و گزارش انتقال بدهد، ابتدا زیرساخت های سایت وزارت خارجه را برای گسترش این ارتباط آماده کند. یا مثلا وزیر ارشاد وظیفه اش شاید اظهار نظر در رابطه با رفع فیلترینگ فیس بوک نباشد، بلکه باید در رابطه با اینترنت کار فرهنگی دقیق انجام دهد.

خبرنامه دانشجویان ایران: یادداشت شفاهی محمد صالح مفتاح


شورایی که هست؛ شورایی که باید باشد / مرثیه‌ای بر شورای‌عالی فضای مجازی

پنج شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲

شورای عالی فضای مجازی

تریبون مستضعفین؛ محمدصالح مفتاح- از عمر شورای‌عالی فضای مجازی قریب به دو سال می‌گذرد و علی‌رغم تاکیدات مقام معظم رهبری درباره جایگاه این این شورا و مرکز ملی فضای مجازی، هنوز نتوانسته است به «نقطه‌ی کانونی متمرکزی برای سیاستگذاری، تصمیم‌گیری و هماهنگی در فضای مجازی کشور» تبدیل شود.

این در حالی است که با حکم رهبر معظم انقلاب «کلیه دستگاه‌های کشور موظف به همکاری همه جانبه» هستند و شورای‌عالی و مرکز ملی فضای مجازی، تبدیل به دبیرخانه‌ای مختصر و کم‌کار و حاشیه‌ای شده است. در حالی که تمهید ابعاد سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و محتوایی فضای مجازی بر عهده این مرکز ملی است.

در طول این مدت نه ساختار و چارت شورا تعیین شده است و نه بودجه کافی برای اداره این مجموعه اختصاص یافته است!و به نظر می‌رسد همان روندی که دولت احمدی‌نژاد در قبال شورای‌عالی فضای مجازی داشت در دولت فعلی با سرعت و سکوت بیشتر پیگیری می‌شود.

دولت احمدی نژاد در سال گذشته تنها یک میلیارد تومان را برای بودجه این مرکز در نظر گرفته بود که البته در مجلس اصلاح شد. به نظر می‌رسد که این رفتار ناشایست برای حذف این مرکز مهم، اکنون هم در حال پیگیری است. در حالی که تهیه و تدوین بودجه طرح‌های کلان و فرادستگاهی و توزیع آن بر عهده مرکز و شورای‌عالی است. و باید با همکاری دولت و مجلس، بودجه مورد نیاز برای اجرای پروژه‌های این مرکز به سرعت تصویب می‌شده است.

برگزاری تنها دو جلسه در پنج ماه

عدم اهتمام رئیس، دبیر و اعضای شورای‌عالی فضای مجازی به برگزاری منظم و موثر جلسات باعث شده است که فقط دو جلسه شورا تشکیل شود و مرکز هم به دلیل نبود دستور کار، معطل بماند. از این دو جلسه هم در یک جلسه دبیر تعیین شد و در جلسه دوم الزامات شبکه ملی اطلاعات بحث شده است.

اگر این موضوع را به شعارها و سخنرانی‌های مدیران دولتی (که از قضا خودشان هم عضو این شورا هستند) بگذارید می‌فهمید که ضرورت تنظیم برنامه‌ها و سیاست‌ها در این قرارگاه است و نه در رسانه‌ها و کنفرانس‌های خبری. مثالش را هم در سخنان وزیر ارشاد و وزیر ارتباطات درباره فیلترینگ و پاسخ‌های سخنگوی قوه قضائیه پیگیری کنید.

عدم آگاهی از فضای مجازی

چندی پیش سخنان محمود واعظی (وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات) که واحد اندازه‌گیری اینترنت را به جای گیگابایت، «گیگاهرتز» گفت خبرساز شد و عدم آشنایی وی با فضای مجازی سوژه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شد. در روزهای اخیر گاف جدید وزیر ارتباطات که معنی مرورگر را از سیستم عامل تمیز نداده بود، خبرساز شد. وی در پاسخ خبرنگار تسنیم که درباره مرورگر ملی پرسیده بود، گفت: «آن چیزی که در دست ماست، مرورگر زمین است که کارهای مقدماتی آن انجام شده و قرار است به‌عنوان پایلوت در یکی از دانشگاه‌ها تست شود. پس از حل مشکلات احتمالی این مرورگر، اگر جواب داد، این مرورگر وارد بازار خواهد شد.»

این در حالی است که پروژه زمین، مربوط به سیستم عامل است و ربطی به مرورگر ندارد!

احیای ساختارهای موازی؛ تعطیل بازوهای مرکز

در روزهای اخیر وزیر ارتباطات از تشکیل نخستین جلسه شورای‌عالی فناوری اطلاعات به ریاست معاون اول رئیس جمهور اطلاع داد و گفت: شورای‌عالی فناوری است که برای سال‌ها تعطیل شده بود. آقای رییس جمهور آقای جهانگرد را به عنوان دبیر این شورا تعیین کردند و اولین جلسه آن روز سه شنبه (۱۷ دی) به ریاست جهانگیری معاون اول رییس جمهور تشکیل شد.

این در حالی است که با تشکیل شورای‌عالی فضای مجازی، عملاً به دلیل قانون و حکم لاحق این قانون منسوخ است و نمی‌توان بار دیگر آن را احیا کرد. در حکم رئیس جمهور از جهانگرد خواسته است تا «بستر لازم جهت ارتقاء و توسعه هر چه بیشتر فناوری اطلاعات در کشور» را فراهم آورد. اختیارات و وظایف شورای‌عالی فناوری اطلاعات عبارت است از:

۱- تدوین اهداف کلان و راهبردی توسعه فناوری اطلاعات در کشور

۲- سیاست‌گزاری و تدوین راهبردهای لازم برای گسترش به کارگیری فناوری اطلاعات در زمینه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

۳- تمهید و تدوین نظام جامع فناوری اطلاعات و تعیین وظایف بخش‌های مختلف کشور در نظام جامع مذکور

۴- تدوین مقررات و آئین‌نامه‌ها و ضوابط لازم برای قلمرو فناوری اطلاعات

۵- تدوین برنامه‌های همکاری ارتباطات بین‌المللی در قلمرو فناوری اطلاعات

همزمان با این وقایع (احیای ساختارهای موازی) بازوی پژوهشی شورا هم تقریبا تعطیل و تابلوی آن پایین کشیده شد.

عدم همکاری نهادهای دیگر

دعوا بر سر ساختمان شورای‌عالی که در دوره احمدی نژاد به جنجال رسانه‌ای انجامیده بود، در سکوت رسانه‌ای در دولت روحانی مسیر دولت قبلی پی گرفته شد. ساختمان این مرکز بار دیگر به وزارت ارتباطات برگشت و مرکز ملی فضای مجازی و پژوهشکده تابعه آن هم تحدید شد.

باهنر، نایب رئیس دوم مجلس شورای اسلامی هم در صلاحیت شورای‌عالی فضای مجازی در تقنین قوانین و مقررات مرتبط با فضای مجازی تشکیک کرده و گفته است: «اخیراً هم شورای‌عالی فضای مجازی ادعای قانون‌گذاری دارد که باید سریع‌تر صلاحیت نهادها برای قانون‌گذاری مشخص شود.» این در حالی است که در حکم رهبری برای تاسیس شورای‌عالی فضای مجازی به صراحت بر الزام‌آور بودن مصوبات و تصمیمات این شورا تاکید شده است.

اولویت محتوا بر زیرساخت فراموش شده است

نه در دوره دکتر احمدی‌نژاد و نه در دوره دکتر روحانی، دبیر شورا فردی مرتبط یا آشنا با محتوا نبود. چه در آن زمان که متخصص مخابرات بود و چه دبیر فعلی که متخصص ماهواره است. اگر اعضای جدید شورای‌عالی از جمله مهندس تقی‌پور و اخوان را هم لحاظ کنیم، قطعاً غلبه‌ی اعضا با افرادی است که دغدغه‌های فنی و زیرساخت دارند و محتوا طفیلی این شورا شده است.

کاربرانی که جایگاهی ندارند

علی‌رغم این‌که تحقق اهداف و برنامه‌های شورای‌عالی فضای مجازی جز با حضور و همکاری کاربران و فعالان این عرصه امکان‌پذیر نیست، و علی‌رغم تاکیدات رهبری بر استفاده از ظرفیت‌های مردمی و حزب‌اللهی در فضای رقابتی برای مقابله با تهدیدات، تولید قدرت نرم، تولید و ارائه خدمات در جهت گسترش و تعمیق اسلام ناب محمدی و گفتمان انقلاب اسلامی اما هنوز هیچ برنامه‌ای در این خصوص تحقق نیافته است و طراحی و ساماندهی برای کاربران جود ندارد.

سکوت اعضای حقیقی و حقوقی شورای‌عالی نسبت به عملکرد خلاف

درست در زمانی که برخی از مسئولین با ارائه وعده‌های گوناگون، انتظارات کاذب ایجاد می‌کنند و از ده برابر شدن پهنای باند کشور در یکسال آینده خبر می‌دهند و اولویت‌هایی همچون شبکه ملی اطلاعات و محتوا و ظرفیت‌های مردمی مغفول مانده است، اعضای حقیقی و حقوقی شورای‌عالی فضای مجازی مهر سکوت بر لب زده‌اند و نه از اصل شورایعالی دفاع می‌کنند و نه به رفتارهای خلاف سازمان‌ها و نهادهای دیگر انتقادی وارد می‌کنند.

بنا بر حکم مقام معظم رهبری: «اعضای حقوقی این شورا عبارتند از: رئیس جمهور (رئیس شورای‌عالی)، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، دبیر شورای‌عالی و رئیس مرکز، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر اطلاعات، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و همچنین اعضای حقیقی: حجج اسلام و آقایان: دکتر حمید شهریاری، دکتر سیّدجواد مظلومی، مهندس مسعود ابوطالبی، دکتر کامیار ثقفی، دکتر رسول جلیلی، دکتر محمد سرافراز و مهندس علیرضا شاه‌میرزایی می باشند که برای مدت سه سال تعیین می‌شوند.»


حمایت از فعالیت‌های واقعاً مردمی در فضای مجازی

جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۲

از وبلاگ هابیل

یکی از مشکلاتی که در حمایت از مجموعه‌های فعال در فضای مجازی وجود دارد، حمایت‌های افسارگسیخته و بی‌انضباط و بدون داشتن یک راهبرد درست و مشخص است. فکر می‌کنم مرکز توسعه‌ی رسانه‌های دیجیتال و وزارت ارشاد باید بر اساس محورهایی برنامه‌هایش را تنظیم کند:

ـ تقلیل غلبه‌ی دید مهندسی و فنی به جای تاکید بر محتوا در مدیران و سازمان‌ها

ـ توجه به تقویت هسته‌های مختلف محتوایی بر اساس یک راهبرد منضبط با هدف تقویت ساخت درونی قدرت نرم در فضای مجازی

ـ تلاش برای ساماندهی ارتباط میان گروه‌ها و اشخاص فعال در حوزه‌ی تولید و توزیع محتوا

ـ تمرکززدایی و واگذاری کارها به گروه‌های واقعا مردمی و حمایت از ایشان برای تقویت و به استقلال مالی رساندن ایشان

ـ تشکیل سامانه‌ی انسانی مشورت با فعالان فضای مجازی برای تدقیق تصمیم‌گیری‌ها در لایه‌های سیاست‌گذاری، تقنینی، اجرایی و قضایی

و مواردی از این دست…


مدیران؛ فیلترنت؛ کاربران؛ اینترنت

یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰

ما پای انقلاب اسلامی ایستاده ایم، حتی بدون ایمیل!

یک. چند وقت پیش با وبلاگ‌نیوز مصاحبه کردم و گفتم که فیلتر شدن وردپرس نادیده گرفتن حقوق کاربران این سایت است؛ کسانی که در این سایت تولید محتوا کرده و وبلاگ یا وب سایت خود را ذیل این سایت بنا کرده‌اند. البته این حرف هم مثل بقیه انتقاداتی که به مدیریت فضای مجازی در کشور وارد می‌شود، شنیده نشد. حالا چند روزی است که دسترسی میلیون‌های ایرانی به ایمیل هم قطع شده است. انتقادات شدت یافته است. اما کسی توضیحی در این باره به کاربران نمی‌دهد.

دو. من واقعاً اعتماد به نفس مسئولین را تحسین می‌کنم که این چنین با زندگی مردم بازی می‌کنند و اصلاً عین خیالشان هم نیست که زندگی روزمره مردم با اینترنت عجین شده است. بخشی از تجارت و تبادلات اداری یا مالی یا فرهنگی بر بستر ایمیل رخ می‌دهد. ارتباطات خانوادگی یا دوستانه از طریق ایمیل رخ می‌دهد و آگاهی از اوضاع و احوال از این طریق رخ می‌دهد. اما آیا مسئولین فیلترینگ یا مسئولین نهادهای امنیتی به این موضوعات توجهی دارند؟

سه. آیا حق دسترسی به اطلاعات، حق ارتباط و حق دسترسی به اینترنت از حقوق کاربران اینترنت است؟ شاید نتوان به فوریت گفت که دسترسی به اینترنت جزء حقوق انسان بماهو انسان باشد، اما قطعاً می توان گفت که دسترسی به اطلاعات حق اوست، چرا که او مالک اطلاعات است و دولت جز در مواردی که امنیت ملی (با تفسیر مضیق از این مفهوم) تهدید شود، نمی‌تواند دسترسی به اینترنت را محدود کند. و البته این محدودیت باید به حداقل باشد و دارای دلایل منطقی و اعلام شده باشد. اعمال حق دولت در اعمال محدودیت باید به گونه‌ای باشد که کمترین ضرر را به حال کاربران داشته باشد، کاربرانی که بدون نقض قوانین ملی می‌خواهند از اینترنت استفاده عادی خود را داشته باشند.

چهار. من با فیلتر شدن وردپرس مخالف نبوده‌ام. با فیلتر شدن گوگل و جیمیل و ایجاد ایمیل ملی هم مخالف نیستم. اما این که این موضوع و شیوه‌ی اعمال آن اعتراض نداشته باشم هم نیست. رفتار عاقلانه محافظه‌کاری یا عقب‌نشینی در برابر دشمن نیست. اما برخی مسئولین از یک موضوع که در همه دنیا عادی تلقی می‌شود بحران می‌سازند. مثلاً امری که می‌تواند منطقی تلقی شود، را چنان در خفا و به شیوه‌های اعصاب‌خردکن اجرا می‌کنند که همه افراد بی‌طرف را هم به موضع بیندازند و به مخالفت وادار کنند! انگار این مخالف سازی و معاندسازی جزء لایتغیر برنامه‌های مدیریتی است.

پنج. جای خالی کاربران فضای مجازی در تصمیم گیری و تصمیم سازی برای فضای مجازی بسیار احساس می‌شود. تعدادی مدیر که بسیاری از آنها طعم زحمت کشیدن و وبلاگ نوشتن و خون دل خوردن را نچشیده‌اند، به راحتی دستور به بسته شدن و حذف می‌دهند. به راحتی برای اعمال محدودیت‌های گاهاً غیرمنطقی اجازه صادر می‌کنند. متاسفانه این تصمیمات در حالی اتخاذ می‌شود که مجری بسیاری از این سیاست ها، کاربرانی هستند که این تصمیمات را موجه نمی‌دانند و این آغاز تقابل میان مدیران و فعالان است و از قبل نتیجه تصمیمات ِ پشت درب‌های بسته معلوم است.

شش. از همه این‎ها گذشته، بسیاری از تصمیم‌های اتخاذ شده به اطلاع مخاطبان و کاربران نمی‌رسد. چه اشکالی دارد که مصوباتی که متضمن حق یا تکلیف یا وضعیت جدید برای کاربران است به اطلاع آنها برسد؟ نه تنها اشکالی ندارد، بلکه وظیفه‌ی دولت است تا تصمیمات خود را به اطلاع برساند و حتی باید آن را مدلل و منطقی نشان دهد. دولت حق ندارد رفتار خود را بی‌منطق نشان دهد. این را از آن جهت می‌گویم که مدیران و تصمیم گیران عرصه فضای مجازی، مالک انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نیستند و حق ندارند با تصمیمات خود و ایجاد نارضایتی مردم را در مسیر انقلاب اسلامی ناامید کنند. آنقدر اوضاع مسخره است که با ادعای مضحک اشکالات را به مردم برمی‌گردانند. اما آیا کسی برای رساندن اطلاعات صحیح به مردم این قدر دغدغه دارد؟

هفت. ما پای انقلاب اسلامی پای جمهوری اسلامی ایستاده‌ایم. ما اینترنت را به عنوان ابزاری برای انتقال پیام انقلاب اسلامی به کار خواهیم گرفت. ما نمی‌گذاریم که -با برخی ادعاها و دلایل نه چندان موجه- راهکار صدور انقلاب به شیوه مردمی بسته بماند و تنها به ابزار دیپلماسی رسمی بسنده شود و راه مردم برای گفتگو با مردم دنیا بسته بماند. ما نمی‌خواهیم با اینترانت ملی، با نگاه محافظه‌کارانه، دور خودمان دیوار بکشیم. ما پای انقلاب اسلامی ایستاده‌ایم. با تصمیمات غیرمنطقی و روش‌های ناصواب خودتان را از خط انقلاب دور نکنید.

_______________________________

همچنین بخوانید:


آیا این بحث منطقی است؟

یکشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۰

یک.
نقد نوشته آقای منتظرالقائم در وبلاگش را خواندم. بخش عمده اش همان بود که در گوگل‌ریدر (وابسته به صهیونیست‌ها) منتشر شده بود؛ در همان جایی که به حکم قوانین جمهوری اسلامی ایران فیلتر شده است و شکستن حریم قانون خود داستانی دارد که برادر منتظر القائم باید درباره آن توضیح بیشتری دهند. نمی‌دانم چرا آقای منتظرالقائم از بنده انتظار داشته اند تا با شکستن فیلتر در فضایی که وابسته به دشمن و زمین دشمن است با ایشان وارد بحث شوم. نمی دانم ایشان اطلاع ندارد یا خود را به نا آگاهی زده است که این نوشته ها به دست دشمن می افتد و …

دو.
بند بالا شوخی کوچکی بیش نبوده است. هم من و هم ابوذر منتظرالقائم و هم خیلی های دیگر یاد گرفته‌ایم چطور فیلترینگ را دور بزنیم و حرف‌هایمان را در بستری بزنیم که مال ما نیست. فرق فیس‌بوک فیلترشده با گوگل‌ریدر فیلتر شده در چیست؟ و چرا آقا ابوذر از تمام فعالیت‌های بنده در فیس‌بوک و فرندفید و هر شبکه اجتماعی فیلترشده مطلع هستند و بارها هم ادعا کرده اند که دارای اکانت های متعدد هستند و چنین به بنده می‌تازند که چرا در شبکه اجتماعی حضور داریم و فعالیت می‌کنیم. البته بنده یک اکانت بیشتر ندارم.

سه.
بحث با نویسنده وبلاگ پاسداران را فقط کسی می‌فهمد که آن را تجربه کرده باشد. آقای منتظرالقائم چنان روحیه‌ای برای بحث دارند که در کسی در عمرم ندیده‌ام. خلوص نیت ایشان را هم منکر نیستم که اگر چنین کنم راه به خطا رفته‌ام. اما عدم آشنایی به بحث دوستانه و منطقی و گاه توسل به مغالطات و سفسطه راه بحث با ایشان را می‌بندد. برداشت‌های غلط و متناقض با سخن گوینده گاه چنان می‌شود که ترجیح می‌دهم در بحث با ابوذر سکوت کنم تا به دعوا نکشد. نمونه بارز این شیوه هم این است که ایشان در پست بعد از آن مطلب مدعی شده است که: به فردانیوز از بالا گفته شده است که مطلب را بردارند. در حالی که بعد از انتشار مطلب سردبیر فردانیوز با بنده تماس گرفت و درباره مطلب نظر بنده را جویا شد و خواست آن را حذف کند. بنده مخالفت کردم و گفتم که دوستی با بنده نباید باعث شود که آن سخنان منتشر نشود و این موضوع را باید با سازوکارها و سیاست‌های خود بسنجند. ساعتی بعد که مطلب را مشاهده کردم به آنها گفتم که من فکر می‌کردم که مطلب همان است که علیه بنده تنظیم شده است. اما انتقادات به آقای زائری را ندیده بودم. مدیرمسئول فردانیوز هم بعد از شنیدن سخنان بنده گفت که خود نیز بر همین نظر بوده است که آن را حذف کند.
آقای منتظر القائم همچنین نوشته خود را فراموش کرده است و بر می‌آشوبد که نامی از زائری نیاورده است. اما بند ششم از نوشته ایشان کاملاً صریح نام از آقای زائری آورده است. البته بندهای قبلی هم چنان صریح است که هر آدم آشنا به موضوعات فرهنگی را به این موضوع رهنمون می‌سازد که چه کسی منظور نظر است.
نویسنده وبلاگ پاسداران اینها را مقدمه می‌کند تا بگوید بالاتری‌هایی که دستور داده‌اند مطلب ایشان حذف شود را اگر رها کنند، در بوستان‌های تهران تکنو می‌گذارند و … خجالت آور است که کسی خود را مسلمان بنامد و چنین دروغ و تهمت‌هایی به هم ببافد. و شرم نکند و عذرخواهی نکند.

چهار.
بحث با آقای منتظر القائم هیچ وقت نتیجه‌ای نداشته است. ترجیح میدهم سکوت کنم. هرچند سکوت را حمل بر موافقت می‌کند. شبی که برنامه راز پخش شد حدود ساعت سه بامداد زنگ زد که آقای غریب رضا و خانم شریعتمدار به اشتباهات خود پی برده اند و حالا نوبت به تو رسیده است. من حرف‌هایش را شنیدم و متعرض نشدم. فردا با بنده تماس گرفت که بنده با تهیه کننده برنامه راز حرف زده ام و حالا که هر سه نفر پذیرفته اید که اشتباه کرده اید، در یک برنامه دیگر حاضر شوید و عذرخواهی کنید! جا خوردم. اما بی‌توجه به حرف‌های ایشان شنونده بودم. آن قدر بحث ادامه یافت که بنده پای تلفن خوابم برد، اما ایشان همچنان ادامه داد… همین موضع را در اینترنت طرح کرد که هر سه نفر به اشتباهات خود پی برده اند. ترجیح دادم باز سکوت کنم تا اینکه فهمیدم که این موضوع در مورد آقای غریب رضا و خانم شریعتمدار هم به همین نحو است که سکوت شان را حمل بر موافقت کرده است. سکوت را جایز ندانستم و به این روند اعتراض کردم. ایشان را با لحنی عصبانی این مطلب نقدگونه را نوشت و در شبکه اجتماعی گوگل‌ریدر (که وابستگی اش به غرب و صهیونیزم چندان ناپیدا نیست) منتشر کرد و خواست که در همان جا بحث ادامه یابد.

پنج.
فارغ از تندی ابوذر نوشتم که قائل به درگیری در فضای عمومی نیستم و آرام آرام پاسخ نوشته ها را می‌نویسم. البته آقای منتظرالقائم تنها یک بخش از دو بخش از سخنان بنده را پاسخ فرمودند و بخش عمده را فروگذاشته بودند. اما همان میزان از مطالب را که توضیح دادم، فهمیدم که هم‌کلامی با ایشان جز خستگی و فرسایش چیزی ندارد. نگاه امنیتی و تند و غیرفرهنگی ایشان و اندیشه مهندسی ایشان که همه چیز را با عینک صنعت و ماشین می بینند، باعث می شود که نشود با ایشان گفتگو داشت. حالا هم که بعد از آن توضیحات نوشته است که از آن مطالبی که نوشته بودم بخشی به پذیرش سخنان ایشان اختصاص داشته و مابقی هم مغالطه است. خدا همه را هدایت کند و بر صراط حق نلرزاند.

شش.
در غیرمنطقی بودن ادامه بحث با ابوذر همین بس که در همین نوشتار به چندین دروغ ایشان اشاره کردم:
یک- نام نبردن از آقای زائری در متن خود
دو- دستور از بالا برای برداشتن مطلب از سایت فردا
سه- چندین بار دروغ گفتن درباره اینکه ما از حرف خود برگشته ایم
چهار- اینکه متن مختصر بنده مشتمل بر پذیرش اشتباه مابقی مغالطه بوده است

آیا ادامه بحث منطقی است؟