بایگانی دسته‌ای ‌

آهستان باید بنویسد!

جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۸۹

روزی شاید سخت بود که باور کنیم که ممکن است آتش فیلترینگ دامن وبلاگ هایی را بگیرد که به نام ارزشی یا حزب اللهی شناخته می شوند. یک زمانی بود که نقد فیلترینگ تنها از جانب کسانی صورت می گرفت که واقعاً در رفتارهای مجرمانه حقیقی یا مجازی حد قانونی برای خود نمی شمردند. اما حالا فیلترینگ به سمتی می رود که صدای خیلی ها را در آورده است. درباره فیلترینگ به قدر کافی در وبلاگم نوشته ام.

موج جدید فیلترینگ با آهستان شروع شد. آن روز که علیه مشایی نوشته بود. چند روز بعد هم برطرف شد. دوباره فیلتر شد و سه باره فیلتر شد و …

من نمی دانم چرا بیش از همه آهستان به تیغ آقایان گرفتار می آید. شاید به این دلیل که آهستان خوب کار می کند و تاثیرگذار است و شاید چون آهستان است. آهستان دوست خوبی است و آدم محجوب و سر به زیری است. دنبال اسم و رسم نیست و هیچ گاه هم حاضر نشده است از وبلاگش کسب اعتبار کند. چون آنچنان انسان خوبی است که نیازی به واسط قرار دادن نوشته هایش ندارد. روشنگری که آهستان بعد از انتخابات انجام داد خیلی موثر و مهم بود. که برخی او را از صدا و سیما هم مهمتر خواندند. و حالا امید اسر دست نامهربانی کسانی است که نه او را می شناسند و نه وبلاگش را.

اما امید باید بنویسد. امید برای خیلی ها نماد بصیرت و روشنگری در فضای اینترنت است. امید باید بنویسد تا امیدهای آینده از او بیاموزند که چگونه باید نوشت. برادرم قلمت را زمین نگذار تا دشمن آسوده نگردد. تو می توانی با قلمت کارهای بزرگی بکنی. پس به کارهای کوچک توجه نکن و کار بزرگ خودت را ادامه بده… توکل بر خدا کن!

______

پی نوشت: آدرس جدید وبلاگ مجتبی دانشطلب


بیانیه فعالان فضای مجازی؛ گرامیداشت حماسه حضور

پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۹
حماسه حضور

حماسه حضور

بسمه تعالی

نزدیک به نیم قرن است خرداد ماه، ماه شکوفه زدن درخت استقامت و آزادگی به شمار می‌رود. درختی که شاید اولین جوانه‌اش در نیمه‌ی خرداد ۱۳۴۲ به ثمر نشست؛ در حالی‌که کور دلان پنداشته بودند کشتار، این نهال نوپا را از پا خواهد انداخت. خون شهدای این واقعه نهال استقامت را در دل سربازان حضرت روح‌الله که آن روزها هنوز در قنداقه بودند، دواند. آن‌چنان که بعدها امام امت در اعتقاد به ثمربخشی خون شهدای این روز، انتظار فرج از نیمه‌ی خرداد کشید…

خام اندیشان چندباره تلاش کردند وقایع این ماه را به نفع خود مصادره کنند، اما لطف الهی سبب شد در همیشه‌ی تاریخ، حوادث این ماه، خلاف خواست ایشان نقاط عطفی برای ملت ایران قرار گیرد.

اگر خرداد ماه، امام امت را به آسمان‌ها برد در این سو رهبری فرزانه به انقلاب اسلامی عطا کرد که به قلم تدبیرش، بسیار آسمان را به خدمت پابرهنگان عالم گرفت.

اگر خرداد آیت‌الله سعیدی، بخارایی، امانی، صفارهرندی، نیک نژاد و چمران را بر خاک شهادت نشاند، از این سو جوانان غیور وطنمان را میوه‌ی خون این شهیدان قرار داد تا با خون ایشان معامله‌ی “سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَهٍ مِّئَهُ حَبَّهٍ‬” کرده باشد.

اما آنچه این روزها کانون توجه همگان شده، حوادث مربوط به انتخابات خردادماه ۱۳۸۸ است. حوادثی که گرچه با تلخی‌های بسیاری در سطوح مختلف همراه بود، اما به شرط برخورد مدبرانه‌ی مردم و البته مسئولین و خواص جامعه می‌تواند نقطه‌ای بسیار روشن در راستای تصفیه‌ی حق از باطل باشد.

در این میان آنچه مورد غفلت قرار گرفته تضییع حقوق بسیاری مردم توسط عده‌ای زیاده‌خواه است. زیاده‌خواهانی که مقابل نتیجه‌ی صندوق‌ها، عوض تمکین در مقابل جمهوریت جاری در متن جامعه‌ی اسلامی‌مان، موضع انتقام از ملت را پیشه کردند و نشان دادند نه فقط اسلامیت، که جمهوریت این نظام را نیز تا وقتی به رسمیت می‌شناسند که نتیجه‌اش منفعت آنان باشد.

رای ملت نادیده گرفته شد. ملتی که با حضور بی‌نظیر خود در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ دنیا را مبهوت حماسه‌آفرینی هوشمندانه‌ی خود کرد. مردمی که امام آنها را ولی نعمتان خود می دانست. مستضعفینی که بار اصلی انقلاب و نهضت بر دوش آن‌ها بوده است. حالا جماعتی با تقسیم بندی آراء کمی و کیفی می‌خواهند آراء مرکزنشینان را بر سایر مردم رجحان دهند.

حمله به مراکز نظامی، مساجد، اماکن عمومی و حریم خصوصی، زیر پا گذاشته شدن مقدسات و آرمان‌های امام و امت، توهین به امام و رهبری، بازی با حیثیت نظام، همه‌ی این‌ها با شعار و ادعای تقلبی شروع شد که حتی یک دلیل منطقی بر آن ارائه نگردید.

ایراد تهمت و افترا و توهین به نهادها و افرادی که یادگاران امام خمینی بوده‌اند، از سپاه و بسیج گرفته تا شورای نگهبان که با ابتکار امام به وجود آمده‌اند؛ تا ولایت فقیه که میراث معنوی حضرت روح‌الله بشمار می‌رود؛ توهین به رئیس جمهور منتخب ملت و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، همه و همه فقط گوشه‌ای از جرائمی است که در طول این مدت به دست و فرمان فتنه‌گران صورت پذیرفته. چه آنکه جرم بزرگ به فرموده‌ی رهبر معظم، ادعای بی‌مدرک تقلب در انتخابات است.

حقوق ملتی ضایع شد که می‌توانست با تکیه بر این شکوه و اقتدار ملی، غبار مظلومیت را از چهره نظام و انقلاب خود در عرصه‌ی دروغ‌ پردازی‌ها و سیاه‌نمایی‌های بین‌الملل بزداید. جشن کوچکی به یمن پیروزی ملت بر استبداد بگیرد و آرامشی دل‌انگیز بعد از هیاهوی آن‌چنان بی‌سابقه‌ی انتخابات داشته باشد. امنیت مالی و جانی و البته احترام مضاعف به ارزش‌هایی را که پیروز انتخابات بود، تجربه کند و…

این‌ها بخش کوچکی از حقوق پایمال شده‌ی ملت غیور ایران بود. ملتی که با حضور خیره ‌کننده‌ی خود در ۹ دی ماه و ۲۲ بهمن ۸۸ اعلام کرد در مقابل تمام حقوق پایمال شده‌ی خود، تنها به تسویه حساب با عاملین و گردانندگان اصلی این حوادث تلخ قانع است که این نیز خود خبر از بزرگی این ملت حسینی می‌دهد.

ذیل فرمایشات رهبری عظیم‌الشان انقلاب، اگرچه نظام ناگزیر به دفع برخی نیروهای بعضاً سابقه‌دار خود شده است؛ اما به شرط مانع شدن از هرگونه اهمال، اصرار نظام بر ریزش حداقلی است.

چه آنکه متاسفانه احساس می‌شود در پوشش شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی، موضوع ناگزیر دفع عناصر دنیازده و بداخلاق نادیده گرفته می‌شود.

اگرچه امت حزب‌الله هماره به رسالت خود یعنی تحذیر جبهه‌ی باطل در راه خطا اصرار و همچنان بزرگوارانه به ایشان گوشزد می‌کند که “أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ‬” اما در موازات، از مسئولین ذیصلاح قوا مطالبه‌ی حقوق تضییع شده‌ی خود را دارد.

و صد البته اگر حرکتی مبنی بر برخورد قاطعانه با عناصر فتنه به اطلاع مردم نرسد، امت روح‌الله هرگز منتظر خواص خفته، مرعوب و مردود نخواهند ماند، مستقلا حقوق پابرهنگان خمینی کبیر را با استناد به بند م وصیت‌نامه الهی سیاسی پیرجماران اعاده خواهند کرد…

جمعی از فعالان عرصه‌ی سایبر – ۱۹ خرداد ۱۳۸۹

———————————————————-
پی نوشت:
تا کنون بیش از ۴۰۰ وبلاگنویس این بیانیه را امضا کرده اند.


عدالت برای حسین درخشان

یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹
حسین درخشان

حسین درخشان

حسین درخشان را یک‌بار بیشتر ندیدم. در بخش اینترنت نمایشگاه رسانه های دیجیتال بودم و حسین آن روز آمد. راستش من با توجه به سابقه نمی‌توانستم بی‌توجه به آن کارها و آن سابقه و گذشته یک‌باره او را یک آدم حزب‌اللهی دو آتشه بدانم. چند دقیقه‌ای باهاش بودم. و رفت. چند دقیقه بعد او را در غرفه مقاومت اسلامی دیدم. ناراحت شدم و به دعوت مسئول غرفه رفتم و ساعتی با حسین بحث کردم.

باورش سخت بود که حسین درخشان می‌خواست همه گذشته‌اش را نادیده بگیرم. نهایتاً حرفی زد که دهان من بسته شد: امام حسین هم از حر گذشت، گناه من از حر بیشتر است؟ دیگر چیزی نگفتم. گفتم باید زمان بگذرد تا معلوم شود…

البته زمانی نگذشت که دستگیر شد. کسی مسئولی دستگیری‌ش را هم نپذیرفت. منتظر بودم آزاد شود تا بحث را ادامه دهیم.

آزاد نشد. چند ماه بعد در جلسه‌ای که برای تقدیم شکایت از سران رژیم صهیونیستی به دادستان تهران (مرتضوی) داشتیم از او درباره حسین پرسیدم. گفت که تا چند روز دیگر در این باره مصاحبه‌ای خواهد داشت. اتهام را سب‌النبی ذکر کرد. چند روز قبل از آن هم همین حرف را سخنگوی دستگاه قضا گفته بود.

امیدوار بودم قبل از نوروز ۸۸ خبری برسد؛ اما نرسید. دکتر الهام را هم در خرداد ۸۸ دیدم. با او هم حرف زدم، هرچند او در جریان پرونده بود، اما کاری از پیش نبرد. فقط به یک نکته بسنده کرد که به نظرم حسین درخشان نباید در زندان باشد.

آخرین بار حمزه غالبی برای من از حسین درخشان پیغام آورد که خواسته بود برایش کاری کنم. آن موقع می‌دانستم که اتهام اصلی‌ش چیست. وکیل‌ش هم استاد خودم بود. گفته بود سختی زندان زیاد است و اگر می‌توانم کاری کنم که پرونده‌اش به دادگاه برود.

نمی‌دانم چرا به من پیغام داده بود. حسین درخشان در آن آخرین و البته اولین دیدارمان ادعا می‌کرد که من را نمی‌شناسد، اما حالا برای من پیغام فرستاده بود. احساس مسئولیت می‌کردم.

سراغ وکیل‌ش رفتم. اما به مقتضای حرفه‌اش از دادن اطلاعات طفره رفت. اما گفت که پرونده تا یک هفته دیگر به دادسرا می‌رود و مشکلات زندان هم کم شده است.

هفته‌ها گذشت و باز اثری پیدا نشد. باز سئوال کردم و باز همان جواب: هفته‌ی آینده به دادسرا می‌رود.

من نمی‌گویم که حسین درخشان بی‌گناه است، شاید گناهان سختی هم داشته باشد؛ اما شرع و قانون اقتضا می‌کند که پرونده‌اش به دادگاه برود. حکم عادلانه‌ای برایش صادر شود. اما سختی دادن بیهوده به کسی که در زندان است، هیچ معنای خوبی ندارد. کاش بازجوها خودشان را جای متهم می‌گذاشتند و بعد …


مثلثی‌های موج وبلاگی ۱۴ خرداد

هر وبلاگنویس می‌تواند با گذاشتن یکی از کدها بلافاصله پس از تگ <Body> در قالب وبلاگش، طرح مثلثی شکل درباره موج وبلاگی ۱۴ خرداد  در وبلاگ خود داشته باشد.

کد گوشه‌ی بالا سمت راست:

<script language=’JavaScript’ type=’text/javascript’ src=’http://teribon.org/1.js’></script>

موج وبلاگی 14  خرداد 89


کد گوشه‌ی بالا سمت چپ:
<script language=’JavaScript’ type=’text/javascript’ src=’http://teribon.org/2.js’></script>

>> این نوشته‌ها برای این موج وبلاگی نوشته شده است: http://14khordad89.blogfa.com/


بیانیه وبلاگ‌نویسان در محکومیت اهانت به امام خمینی (ره) و وقایع اخیر

سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸

قرائت بیانیه در نشست اعتراض‌آمیز وبلاگنویسان

قرائت بیانیه در نشست اعتراض‌آمیز وبلاگنویسان

بسم الله الرحمن الرحیم

فتنه‌ها با تلخی ِ خواسته‌ها وارد می‌شوند و خون‌های تازه را می‌دوشند، نشانه‌های دین را خراب، و یقین را از بین می‌برد … سعی کنید که پرچمدار فتنه‌ها و نشانه‌های بدعت‌ها، شما نباشید و آنچه را که پیوند امت اسلامی بدان استوار و پایه‌های طاعت بر آن پایدار است بر خود لازم شمارید. و شما را به خدا، بر یاری ستمدیده بشتابید و نه ستمگر. از گرفتار شدن به دام‌های شیطان، و قرار گرفتن در وادی دشمنی‌ها بپرهیزید، و لقمه‌های حرام به شکم خود راه ندهید. شما برابر دیدگان خداوندی قرار دارید که گناهان را حرام کرد و راه بندگی و اطاعت را آسان فرمود. نهج‌البلاغه – خطبه ۱۵۱

در ماه‌های پس از انتخابات شاهد بودیم که جریان شکست‌خورده در چند انتخابات اخیر دست به زورآزمایی با نظام اسلامی و اکثریت مردم ایران زد و رقابت انتخابات را به اعتراضات خیابانی و اغتشاش و سلب امنیت و آرامش بدل کرد. قانون‌شکنی‌ها و بی‌اخلاقی‌ها (با شعار تقلب و ادعای ادب!) قانون و حق و حقیقت را پایمال کرد و رأی توده‌های ملت را نادیده گرفت. و می‌بینیم که اکنون وقاحت را به جایی رسانده‌اند که علناً به امام خمینی (رحمت الله علیه) توهین می‌کنند.
شعار قانون‌مداری می‌دهند، اما نمی‌پذیرند که اقتضای قانون‌مداری این است که در مواردی که قانون با منافعِ شخصی ِ ما موافقت نداشته باشد، به آن تمکین کنیم، نه آنکه در آن زمان که سفره‌ی قدرت برای ما گشوده است، از آن بخوریم و زمانی که این دیگ برای دیگری بجوشد، باید این دیگ را سرنگون کنیم و بر زمین بریزیم. این نشانه دیکتاتوری است.
امروز شعار «مرگ بر دیکتاتور» شان گوش فلک را کر کرده است، اما یادمان نرفته است که همین افراد به دنبال اختیار تام در جایگاه نخست‌وزیری بوده‌اند، ریاست جمهوری مادام‌العمر را برای خود می‌خواستند و یا لوایحی به مجلس فرستاده‌اند که اختیاراتی فراتر از قانون اساسی به آنها داده شود. اگر این‌ها نشانه‌های خوی دیکتاتوری نیست، پس چیست؟
روزی خود را «خط امام» خوانده‌اند و عکس امام را بر سر نیزه زده‌اند و روزی دیگر عکس امام را پاره می‌کنند و زیر پا می‌گذارند. تاریخ اسلام برای ما الهام‌بخش است که کسانی که قرآن بر سر نیزه‌ها می‌کنند، همان‌ها در روزگاری دیگر قرآن ناطق را پامال ِ سم اسبان می‌کنند. مسجد و قرآن را به آتش می‌کشدند (مسجد لولاگر و مسجد دانشگاه شیراز)، اما می‌دانند که تا زمانی که مردم در راه ولایت هستند، نمی‌توانند به فتنه‌ها دچار کنند.
امروز می‌خواهند به نام دین سبز، با اندیشه‌های امام معارضه کنند. اما ما با اسلام آریامهری، اسلام ابوسفیانی و اسلام تحجر مخالفیم. اسلام آمریکایی و قرائت سکولار از اسلام را هرگز برنمی‌تابیم. مهم‌ترین دستاورد مبارزات این ملت برای به سرانجام رساندن انقلاب اسلامی، حاکمیت اندیشه اسلامی بود. اما افرادی که هرگز سابقه مبارزه در زمان اختناق شاهنشاهی را نداشته‌اند، به سبب مسئولیتی که در دوران حیات امام داشته‌اند، امروز مدعی همه‌چیز شده‌اند و می‌خواهند دستاوردهای انقلاب این ملت را از بین ببرند و اندیشه‌های غربی و اسلام آمریکایی و آریامهری را حاکم کنند. به قول شهید بهشتی:
«اسلام آریامهری، اسلامی بود که مسجدها تر و تمیز و آباد می‌شدند، کاشی هم می‌شدند، فرش و قالی هم می‌شدند، اجتماعات هم بود، عاشورا هم بود، تاسوعا هم بود، ماه رمضان هم بود، نام اسلام هم بود، رادیو هم قرآن می‌خواند، شب‌های ماه رمضان هم دعای سحر می‌خواند، ابوحمزه می‌خواند، مناجات می‌خواند، اما نظام، نظام اسلامی نبود. برای ما مسأله این است که وقتی می‌گوئیم «با اسلام» این «با اسلام» ِما با «با اسلامی»که دیگران می‌گویند فرق دارد. «با اسلام» ما یعنی این‌که همه این مواهب بر اساس حاکمیت اسلام است و این‌که قانون اسلام باید حاکم شود.» (کتاب ولایت، رهبری، روحانیت – صفحه ۲۷۷ و ۲۷۸)
ما انتساب به امام را -به هر سبب و نسب و جایگاه که باشد- ملاک حقانیت نمی‌دانیم. چرا که آن روح خدا، امام خمینی روحی‌فداه بر نظامات موروثی و طبقه‌ای خط بطلان کشید و ما فرزندان معنوی همان مرد الهی هستیم و هرگز به دوران پیش از انقلاب اسلامی برنخواهیم گشت. ما از پیمودن راه امام پشیمان نیستیم که بخواهیم از آن عدول کنیم و سر به دامان شرق و غرب ببریم.
امروز با ادعای وصایت یا وراثت از امام، متولیانی برای خط امام پیدا شده‌اند که هیچ ارتباطی با اندیشه امام ندارند. امروز این افراد به دنبال نوعی سلطنت موروثی هستند و هرگز اندیشه‌ی امام برای آنها ملاک نیست و اگر روزی هم برمی‌آشوبند، از نفی اندیشه امام نیست که از نقد به فرزندان امام است. اما امام ِ ما این نحوه‌ی حکومت و ارزش‌گذاری را نفی کرده است. در اسلام حق و باطل، خود ملاک هستند و نه افراد مدعی ِ آن! درباره امام هم می‌گوئیم که افراد مدعی خط امام به جای تأکید بر عنوان نخست‌وزیر امام یا منصوب امام یا نماینده امام، باید با اندیشه امام محک بخورند. امروز شاهدیم که  مطرودین و محذوفین از سوی امام و کسانی که از امام سیلی خورده بودند، ذیل یک پرچم مدعی خط امام شده‌اند. امروز باید مواظب بود تا ظواهر و شعارها ما را از توجه به ذات و باطن ِ باطل این جریان دور نکند.
بنیان‌های اندیشه‌ی امام، ولایت فقیه و حضور مستمر دین در حاکمیت، مبارزه با طاغوت (هر حکومتی غیر از حکومت اسلام)، مبارزه با تحجر و اسلام سلطنتی و آریامهری، مبارزه با اشرافیت و کاخ‌نشینی، صدور انقلاب و هسته‌های مقاومت، حمایت از فلسطین و لبنان و جهاد علیه کفر و طاغوت، عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی، جمهوری اسلامی، مردم‌محوری به جای نخبه‌محوری (اعم از حوزوی و دانشگاهی)، توجه به جبهه‌ی جهانی مستضعفین، استقلال‌طلبی از شرق و غرب و نیز استکبار ستیزی بوده است. امروز باید با این محک، مدعیان را سنجید.
ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی، جریان ضدانقلابی موجود در فضای مجازی، وبلاگستان و شبکه‌های اجتماعی را محکوم می‌کنیم. تحرکات ضداسلامی، ضدانقلابی، ضداخلاقی و ضدمردمی‌شان را دیده‌ایم و این مسئولیت ما را بیشتر می‌کند. از یک سو باید به خودسازی و کسب بصیرت اهتمام کنیم و از سوی دیگر، دیگران را به اخلاق اسلامی و بصیرت دعوت کنیم. باید آگاهی‌بخشی را وظیفه خود بدانیم و بدانیم که ضعف و سستی ِ ما در مسیر الهی، آینده ما را به گونه‌ای دیگر رقم خواهد زد: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»
امروز وظیفه ماست تا با هر ابزار ادبی، فرهنگی، هنری و روشن‌گرانه در برابر فتنه‌افکنی‌ها ایستادگی کنیم. باید حقیقت اسلام ناب را برای مردم بیان کنیم و در این موقف تاریخی تکلیف خود را به درستی انجام دهیم.
امروز بر همگان لازم است تا ولایت فقیه، این میراث سترگ امام خمینی (رحمت الله علیه) را پاس بدارند و آن را تمیز جریان حق و باطل بشمارند. بدانیم که حتی اگر همچون عمارها به ساده‌لوحی هم متهم شویم، تا زمانی که دست در دست ولایت داریم، خداوند سبیل هدایت را بر ما آشکار می‌کند.
البته همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند ما ترسی از این جریان نداریم. آینده برای ما روشن است. ما معتقدیم درافتادن این‌ها با امام به زوال سریع‌تر و انزوای بیشترشان منجر می‌شود. این‌افراد ریشه‌ای در میان ملت ندارند و هرچه بخواهند در میان ملت مسلمان ریشه‌دوانی کنند، به ریشه‌کنی کامل نزدیک‌تر می‌شوند. درخت حیات طیبه‌ای که امام در میان ما کاشت، ریشه‌اش در زمین ِ دل‌های ما مستحکم است و هر روز شاخه‌های بیشتری در آسمان خواهد داد و شرق و غرب عالم را در بر خواهد گرفت.
ان شاء الله