بایگانی برچسب‌ها ‌

راهنمای کاربردی و گام به گام فیلتر کردن گوگل

سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲

فیلترینگ

این روزها رسانه‌ها پر شده است از مباحثی درباره بازگشایی فیس‌بوک و برخی دیگر از شبکه‌های اجتماعی. فارغ از اینکه دلایل فیلترینگ این شبکه‌های چه بوده است و اینکه این رفتار درست بوده است یا خیر، به نظرم باید این بار یه گام به جلو برداشت. و به جای مباحث انفعالی فعال‌تر بود و رو به جلو سخن گفت.

از مدتی قبل بحث فیلتر شدن گوگل مطرح شد و بعد از حذف نشدن فیلم توهین‌آمیز به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) از یوتیوب دسترسی به تمام خدمات گوگل مسدود شد. در حال حاضر هم بسیاری از آدرس‌ها و دسترسی‌ها در گوگل مسدود شده است. این سئوال برای من وجود دارد که با وجود اطلاع از جاسوسی گوگل و امثال آن، چگونه باید با این سایت‌ها برخورد کرد و آنها را مسدود کرد که میدان مبارزه به جای مقابله جمهوری اسلامی با کاربران، به مقابله با سایت‌ها و مراکز ضدانقلاب بپردازیم.

به نظرم آمد چند گام قبل از فیلتر شدن گوگل وجود دارد که عدم انجام این گام‌ها می‌تواند یا کار را بی‌اثر کند یا اثر معکوس بگذارد:

یک: آگاه‌سازی مردم از دشمنی گوگل

تا زمانی که مردم اطلاع نداشته باشند که علت مقابله و مسدودسازی یک سایت چیست، احتمال همراهی آن‌ها با فیلترینگ کم است و البته انتظاری نابجاست. پس به مردم آگاهی بدهیم و بگوییم علت مسدودسازی این سایت چیست. کار فرهنگی درست بکنیم. اگر معتقد باشیم کار ما درست است، پس بیاییم کاربران را هم درباره این امر آگاه کنیم. آنها نامحرم نیستند.

دو: اطلاع‌رسانی عمومی درباره فیلتر شدن

بسیاری از مردم کسب و کار، تحصیل و زندگی روزمره شان با سرویس‌دهندگان گوگل عجین است. اگر یک روز چشم باز کنند و دسترسی خود را به ایمیل یا سرویس جستجو یا شبکه اجتماعی گوگل پلاس از دست رفته ببینند، حتماً برای انجام کارهای ضروری خود مجبور خواهند بود از فیلترشکن استفاده کنند و این یعنی نتیجه معکوس. و البته آنها را به سربازان دشمن (در اینجا گوگل) بدل خوهد کرد که از این رفتار انتقاد خواهند کرد. اما اگر فرصت دهیم شاید سرویس‌های دیگر و بهتری را بتوانند برای فعالیت آتی خود برگزینند و شاید هم گزینه‌های ایرانی را جایگزین کنند.

سه: کمک به جایگزین‌های داخلی

بله. جایگزین در حد گوگل نداریم. اما آیا نمی‌شود با امکانات اندکی کمتر سرویس داخلی راه‌اندازی کرد؟ مردم از سرویس دهنده داخلی فراری نیستند. اگر سرویس خوب بدهیم می‌آیند. مگر مریض هستند که نیایند؟

چهار: سرویس‌های جایگزین خارجی

در صورت عدم امکان تحقق گزینه سوم، می‌توان در کوتاه مدت از بدیل‌های آنها از شرکت‌های رقیب استفاده کرد که حاضر به پذیرش شرایط ما در عرصه اطلاع‌رسانی است. مثلا شاید بتوان بایدو را به عنوان جایگزین جستجوگر گوگل برگزید تا در فرصتی محدود سایت فارسی خود را با آوردن سرورهایش به ایران بنا کند و نیاز به گوگل را در دوران گذار و تا رسیدن به رشد سرویس‌های داخلی تامین کند.

پنج: اصلاح برخی رویکردها و نگاه‌ها

اعتماد خیلی از ما به سرویس‌دهنده‌های داخلی از دست رفته است. شاید مسئولیت ناپذیری آنها و شاید رفتار نادرست آنها و نادیده‌گرفتن حقوق کاربران دلیل آن باشد. امیدی نیست که فردا این سرویس‌دهنده همچنان برقرار باشد. از سوی دیگر تصور می‌شود که نظارت‌های بی‌منطق یا قوانین تبعیض آمیز علیه سرویس دهندگان و کاربران داخلی اعتماد مردم را مخدوش کرده باشد. مثلا اگر یک مطلب نادرست در یک وبلاگ درج شود، اگر سرویس دهنده داخلی باشد کل وبلاگ حذف می‌شود و نه مطلب مجرمانه. اما همین اتفاق اگر در سرویس دهنده خارجی باشد، فقط صفحه از دسترس خارج می‎شود و چیزی از وبلاگ حذف نمی‌شود. تصور مردم از نگاه‌های نهادهای امنیتی هم باید اصلاح شود. یکی از دوستان می‌گفت «از ترس اینکه مبادا فردا محتوای ایمیلم روی سایت‌های خبری منتشر نشود، از سرویس‌دهنده داخلی استفاده نمی‌کنم.» مردم اینطور نگاهی دارند.


استفاده بهینه از ایمیل ملی: جیمیل ملی

سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۰

تا همین چند روز پیش ایمیل ملی‌م باز نمی‌شد. اما دیروز با کمال تعجب دیدم به ایمیل‌م دسترسی دارم و صاحب ایمیل meftah [@] iran.ir هستم.

در اولین بررسی معلوم شد که نرم افزار مورد استفاده در ایمیل ملی Postfix است و اینترفیس وبی آن نیز در حقیقت نسخه فارسی شده Roundcube Webmail است که هر دو نرم‌افزار خارجی است.

نکته دیگر هم اینکه شما با استفاده از این ایمیل ِ ملی می‌توانید به جیمیل خود نیز دسترسی داشته باشید و آن را از آدرس iran.ir چک کنید. از این طریق که در بخش تنظیمات ایمیل ملی، بخش مدیرین حساب را برگزیده و مشخصات جیمیل خود را وارد کرده، میزبان IMAP را به صورت Google Mail قرار دهید و تأیید کنید. حالا احتمالاً می‌توانید جیمیل خود را در اینجا ببینید.

پی‌نوشت: من خودم این راه حل را نیازمودم. اما قاعدتاً جواب می‌دهد. کمی شک دارم که پسورد جیمیلم را در این سرویس وارد کنم. هنوز نتوانسته ام به سرویس‌های میهنی اطمینان کنم. تا چه پیش آید…


مدیران؛ فیلترنت؛ کاربران؛ اینترنت

یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰

ما پای انقلاب اسلامی ایستاده ایم، حتی بدون ایمیل!

یک. چند وقت پیش با وبلاگ‌نیوز مصاحبه کردم و گفتم که فیلتر شدن وردپرس نادیده گرفتن حقوق کاربران این سایت است؛ کسانی که در این سایت تولید محتوا کرده و وبلاگ یا وب سایت خود را ذیل این سایت بنا کرده‌اند. البته این حرف هم مثل بقیه انتقاداتی که به مدیریت فضای مجازی در کشور وارد می‌شود، شنیده نشد. حالا چند روزی است که دسترسی میلیون‌های ایرانی به ایمیل هم قطع شده است. انتقادات شدت یافته است. اما کسی توضیحی در این باره به کاربران نمی‌دهد.

دو. من واقعاً اعتماد به نفس مسئولین را تحسین می‌کنم که این چنین با زندگی مردم بازی می‌کنند و اصلاً عین خیالشان هم نیست که زندگی روزمره مردم با اینترنت عجین شده است. بخشی از تجارت و تبادلات اداری یا مالی یا فرهنگی بر بستر ایمیل رخ می‌دهد. ارتباطات خانوادگی یا دوستانه از طریق ایمیل رخ می‌دهد و آگاهی از اوضاع و احوال از این طریق رخ می‌دهد. اما آیا مسئولین فیلترینگ یا مسئولین نهادهای امنیتی به این موضوعات توجهی دارند؟

سه. آیا حق دسترسی به اطلاعات، حق ارتباط و حق دسترسی به اینترنت از حقوق کاربران اینترنت است؟ شاید نتوان به فوریت گفت که دسترسی به اینترنت جزء حقوق انسان بماهو انسان باشد، اما قطعاً می توان گفت که دسترسی به اطلاعات حق اوست، چرا که او مالک اطلاعات است و دولت جز در مواردی که امنیت ملی (با تفسیر مضیق از این مفهوم) تهدید شود، نمی‌تواند دسترسی به اینترنت را محدود کند. و البته این محدودیت باید به حداقل باشد و دارای دلایل منطقی و اعلام شده باشد. اعمال حق دولت در اعمال محدودیت باید به گونه‌ای باشد که کمترین ضرر را به حال کاربران داشته باشد، کاربرانی که بدون نقض قوانین ملی می‌خواهند از اینترنت استفاده عادی خود را داشته باشند.

چهار. من با فیلتر شدن وردپرس مخالف نبوده‌ام. با فیلتر شدن گوگل و جیمیل و ایجاد ایمیل ملی هم مخالف نیستم. اما این که این موضوع و شیوه‌ی اعمال آن اعتراض نداشته باشم هم نیست. رفتار عاقلانه محافظه‌کاری یا عقب‌نشینی در برابر دشمن نیست. اما برخی مسئولین از یک موضوع که در همه دنیا عادی تلقی می‌شود بحران می‌سازند. مثلاً امری که می‌تواند منطقی تلقی شود، را چنان در خفا و به شیوه‌های اعصاب‌خردکن اجرا می‌کنند که همه افراد بی‌طرف را هم به موضع بیندازند و به مخالفت وادار کنند! انگار این مخالف سازی و معاندسازی جزء لایتغیر برنامه‌های مدیریتی است.

پنج. جای خالی کاربران فضای مجازی در تصمیم گیری و تصمیم سازی برای فضای مجازی بسیار احساس می‌شود. تعدادی مدیر که بسیاری از آنها طعم زحمت کشیدن و وبلاگ نوشتن و خون دل خوردن را نچشیده‌اند، به راحتی دستور به بسته شدن و حذف می‌دهند. به راحتی برای اعمال محدودیت‌های گاهاً غیرمنطقی اجازه صادر می‌کنند. متاسفانه این تصمیمات در حالی اتخاذ می‌شود که مجری بسیاری از این سیاست ها، کاربرانی هستند که این تصمیمات را موجه نمی‌دانند و این آغاز تقابل میان مدیران و فعالان است و از قبل نتیجه تصمیمات ِ پشت درب‌های بسته معلوم است.

شش. از همه این‎ها گذشته، بسیاری از تصمیم‌های اتخاذ شده به اطلاع مخاطبان و کاربران نمی‌رسد. چه اشکالی دارد که مصوباتی که متضمن حق یا تکلیف یا وضعیت جدید برای کاربران است به اطلاع آنها برسد؟ نه تنها اشکالی ندارد، بلکه وظیفه‌ی دولت است تا تصمیمات خود را به اطلاع برساند و حتی باید آن را مدلل و منطقی نشان دهد. دولت حق ندارد رفتار خود را بی‌منطق نشان دهد. این را از آن جهت می‌گویم که مدیران و تصمیم گیران عرصه فضای مجازی، مالک انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نیستند و حق ندارند با تصمیمات خود و ایجاد نارضایتی مردم را در مسیر انقلاب اسلامی ناامید کنند. آنقدر اوضاع مسخره است که با ادعای مضحک اشکالات را به مردم برمی‌گردانند. اما آیا کسی برای رساندن اطلاعات صحیح به مردم این قدر دغدغه دارد؟

هفت. ما پای انقلاب اسلامی پای جمهوری اسلامی ایستاده‌ایم. ما اینترنت را به عنوان ابزاری برای انتقال پیام انقلاب اسلامی به کار خواهیم گرفت. ما نمی‌گذاریم که -با برخی ادعاها و دلایل نه چندان موجه- راهکار صدور انقلاب به شیوه مردمی بسته بماند و تنها به ابزار دیپلماسی رسمی بسنده شود و راه مردم برای گفتگو با مردم دنیا بسته بماند. ما نمی‌خواهیم با اینترانت ملی، با نگاه محافظه‌کارانه، دور خودمان دیوار بکشیم. ما پای انقلاب اسلامی ایستاده‌ایم. با تصمیمات غیرمنطقی و روش‌های ناصواب خودتان را از خط انقلاب دور نکنید.

_______________________________

همچنین بخوانید:


جلسه با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۹
علی‌رضا شاطری - محمدمسیح مهدوی - محمدصالح مفتاح

علی‌رضا شاطری - محمدمسیح مهدوی - محمدصالح مفتاح

هفته گذشته به یمن ماه مبارک رمضان، میهمان دکتر حسینی وزیر ارشاد بودیم و به عنوان نمایندگان جوانان و تشکل های دانشجویی دغدغه هایمان را بیان کردیم. بنده هم به عنوان نماینده مجمع وبلاگ نویسان مسلمان صحبت کردم. علیرضا بود و من بودم و سید علی بود و محمد مسیح؛ خبر مختصری را هم خبرگزاری ها منتشر کردند که به نظرم جا دارد که تکمیل شود.

اول از همه هم گلایه کردم که چرا تا کنون چنین ظرفیتی برای دیدار با وزیر فرهنگ و ارشاد فراهم نبوده است و به جایگاه مجمع به عنوان فراگیرترین و قدیمی ترین سمن در حوزه فضای مجازی اشاره کردم و اینکه مشکلات این مجموعه را به مرز تعطیلی کشانده است. باز هم جای شکرش باقی است که دکتر مجتبی سلطانی (مشاور جوان وزیر ارشاد) متکفل این مراسم شده است تا حرف هایمان گفته شود.

سلیقه ای شدن فیلترینگ، نبود متولی و مسئول (کسی که بتواند مورد سئوال قرار بگیرد) برای فضای مجازی در حوزه ایجاب، ترویج نگاه های سلبی درباره اینترنت، توجه نکردن به بخش اینترنت در نمایشگاه رسانه های دیجیتال و البته مناسب نبود وضعیت نمایشگاه رسانه های دیجیتال برای رسانه های مجازی در کنار فروشگاه های فروش نرم افزار و بازی و کارتل های بزرگی چون تبیان و صدا و سیما، آشنا نبودن افراد مسئول فضای مجازی با فضای نت، قانون جامع رسانه ها، نبود راهبرد کلان درباره اینترنت و تداخل فعالیت های سازمان ها در فضای مجازی و اتفاقات آن و چند نکته دیگر اشاره کردم. گفتم که این همه بودجه که دارد سرازیر اینترنت می شود، می تواند انگیزه سوزی کند و به دولتی شدن و وابستگی فعالان نت به دولت بینجامد که خطایی راهبردی است.

اما حیف و دو صد حیف که پاسخی در خور نیافت و همانهایی به عنوان پاسخ ذکر شد که از آن انتقاد داشتیم. باز هم به موضوع نرم افزارها و بازی های رایانه ای اشاره شد که وضعیت شان چنین و چنان است. گفته شد که این همه نمایشگاه رسانه های دیجیتال برگزار می شود و در نهایت هم گفته شد که ما مسئول فیلترینگ نیستیم و ما تنها یک عضو از کارگروه تشخیص مصادیق مجرمانه فضای مجازی هستیم و نسبت به عملکرد شورا پاسخگو نیستیم…

البته وزیر ارشاد خبر خوش تدوین نظام جامع رسانه ای را به جوانان داد و گفت که این امر مراحل نهایی خود را طی می کند.

پی‌نوشت:

محمدمسیح در این باره خوب نوشته است.
– برای سیدعلی که بد نشد؛ دوباره رفت پیگیری کرد و یقه گرفت که آقای رامین مجوز خبرگزاری ما چی شد؟
عکسهای علیرضا شاطری از این مراسم را پایگاه اطلاع رسانی تریبون مستضعفین منتشر کرده است.
– یکی از رفقا می‌گفت از وزیر بپرس با این اوضاع نابسامان فیلترینگ اگه وبلاگ […] که مال پسرتان است فیلتر شود چه می‌کنید. البته من چنین خباثتی نکردم. بذار بدون اسم واقعی بنویسد که خوب هم می‌نویسد. از وقتی باباش وزیر شده فرندفید را ترک کرده و عاقل شده است. 🙂