بایگانی دسته‌ای ‌

دکتر کدیور و تناقضات وکالت فقیه

چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۸

 

دکتر محسن کدیور

دکتر محسن کدیور

 

 

آقای محسن کدیور در نمازجمعه‌ی نیویورک شان که در تاریخ ۲۹ خرداد برگزار کردند، مسائلی را طرح کردند که علی‌رغم سخیف بودن برخی از آنها پاسخ‌دادن به برخی از آن‌ها خالی از لطف نیست.

الف. آقای کدیور در بیان مسائل، دو تقریر را از حوادث پس از انتخابات طرح می‌کند. یکی قرادت حکومت و دیگری قرائت مخالفان. و بی‌آنکه بر صحت و نقد یکی از قرائت‌ها دلیلی اقامه کند، دولت را مسئول کسب مجدد اعتمادی می‌داند که اکنون از دست رفته است. وی با اشاره به نظر آیت الله منتظری، بیان می‌دارد که «در چنین امر مهّمی که “حفظ حقوق عامّه مردم” است در آن نمی توان به اصالت برائت تمسّک کرد، بلکه باید از طریق معتبر و مرضی الطرفین و بی طرف “امانت داری حاکمیت” و دست اندرکاران آن “احراز” گردد».

وی بی‌آنکه بر این امر دلیلی اقامه کند، که چرا این‌جا را مجرای اصل برائت نمی‌داند، احراز امر عدمی و «نبود ِ تقلب» را بر عهده‌ی  مسئولان کشور می‌گذارد. سئوال جدی که از وی می‌توان داشت، این است که اولاً دلیل آقای منتظری بر این امر چیست؟ آیا فقط به دلیل اهمیت موضوع است که اصل صحت و برائت را کنار می‌گذارند؟ یا آنکه منافع سیاسی ایجاب می‌کند که اکنون که دلیلی بر تقلب وجود ندارد، برای آنکه کفه ترازو به نفع خود سنگین کنند، مخالفان را به آوردن دلیل وادار کنند؟

ب. از بدیهیات است که اثبات عدم تقلب غیرممکن است. آن چیزی که قابل اثبات است امر وجودی است. و امر عدمی از طریق آثار و نتایج‌ش قابل خدشه خواهد بود و می‌توان آن را رد کرد. مثلاً شما می‌توانید با آوردن یک «مثال نقض» در ادعای عدم یا عمومیت یک ادعا خدشه کنید. اما با آوردن صدها مثال هم نمی‌توانید نبود ِ تخلف را اثبات کنید. چرا که هم‌چنان می‌توان گفت که شاید جایی بوده است که شما از قلم انداخته‌اید و هم‌چنان خدشه‌یی به سلامت آراء وارد کرد.

یک پرسش ساده از آقای کدیور دارم و آن این است که حکومت چگونه می‌تواند سلامت انتخابات را به اثبات برساند و پاک‌دستی خود را به شما نشان دهد؟ (حتماً خبر دارید که آقای موسوی گفته‌اند اگر در انتخابات مجدد هم رأی نیاورم، آن را هم قبول نخواهم کرد!)

ج. از سخیف‌ترین ادعاهای آقای کدیور، «وکالت فقیه» دانستن امر حکومت است! علی‌القاعده ایشان می‌دانند که وکالت از عقود جایزه‌ای است که با موت و حجر و جنون و سفه و … منتفی می‌شود. و همچنین می‌دانند که به صِرف ِ خواست ِ موکل، عقد وکالت پایان می‌پذیرد. حتماً ایشان می‌دانند که این قواعد در هیچ حکومتی پذیرفته نشده است. همچنین می‌دانند که حکومت‌های مردم‌سالار بر رأی اکثریت مشروعیت می‌یابند و نه بر رأی عموم مردم. و از این رو با وکیل دانستن حاکم، او نمی‌تواند با استناد به استنابه از سوی عموم ملت حکمرانی کند و در امور تصرف کند. در حال که هیچ حکومتی نیست که حاکم را فقط نماینده و اولی به تصرف در امور کسانی بداند که او را قبول دارند. حال آنکه در حکومت اسلامی علاوه بر این تأکیدات بر رأی مردم، مشروعیت حکومت با استناد به «ولایت» است و نه وکالت!

د. آقای کدیور برای اصلاح مقتضیات ِ خنده‌دار ِ این ادعا، در امر وکالت ِ مرسوم در حقوق خصوصی مثال می‌آورد که اگر موکل در امانت‌داری وکیل شک کند، می‌تواند او را برکنار کند یا به او فرصت دهد که امانت‌داری خود را ثابت کند! که البته قول ِ دوم ایشان، بسیار بدیع از مجعولات فقهی است که یحتمل باید در رساله‌ی عملیه‌ی ایشان جستجو کرد.

هـ. وکیل در حکم امین است و او در صورتی ضامن خواهد بود که تعدی (افراط یا تفریط) از جانب او به اثبات برسد. آقای کدیور هم حتماً این را می‌دانند که اگر حکومت را وکیل ِ مردم بخوانند، باز در گفتارشان تناقض خواهد بود که در چنین موردی بار اثبات، بر عهده‌ی موکل است و نمی‌تواند او را ضامن بداند. این هم از آن بدیهیاتی است که آقای کدیور با چشم اغماض به آن نگریسته و تحریف کرده است.

البته بنده فقط یک بند از سخنان آقای کدیور را نقل کردم و البته سایر نکات ایشان هم قابل خدشه است. آقای کدیور که به حکومت دینی و ولایت فقیه قائل نیستند به هر ابزاری دست می‌زنند تا نارکارآمدی حکومت ولایی را مخدوش جلوه دهند و البته در این مسیر از استادشان هم یاری می‌جویند!

جالب آن است که آیت الله منتظری که به امر ِ امام خمینی، دست‌ش از حکومت کوتاه شد، این روزها گاه به صورت ضمنی و گاه به صورت مصرح بیان می‌کند که مشروعیت حکومت را در معرض خطر می‌داند و یا از دست رفته می‌شمارد. و البته همه‌گان به یاد دارند که این موضوع امر جدیدی نیست و وی سال‌هاست که کسی جز خود را ولی‌فقیه نمی‌داند.

آقای کدیور هم که سال‌هاست بر عدم پذیرش اصل ولایت فقیه در نظر و عمل ثابت‌قدم مانده است. و البته می‌دانیم که این مخالفت عمده از آن روزی سرچشمه گرفت که شورای نگهبان، صلاحیت علمی او را برای ورود به مجلس خبرگان رد کرد. و البته کدیور هم نشان داد که اگر صلاحیت علمی‌یی هم از قبل وجود داشته است، به دلیل این رفتار سیاسی‌ش تحت‌الشعاع قرار گرفته است و فقه را به زبانی ترجمه می‌کند که ادله‌ی مخالفین حکومت را تأئید کند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* این مطلب را برای تریبون مستضعفین نوشته بودم که در این‌ا هم بازنشر داده‌ام


سه گونه اسلام

سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸

 

شهید دکتر بهشتی

شهید دکتر بهشتی

 

 

چند روزی است که نوشته‌های شهید بهشتی، ذهنم را به خود مشغول داشته است. وی در سخنرانی ِ خود با عنوان سه‌گونه اسلام، گروندگان به نهضت‌های مسلکی را به پنج دسته تقسیم می‌کند:

اول آن‌ها که جست‌وجوگران راستین حقیقت‌جویند
دوم ناراضیان از وضع موجود که هر وضعیتی را به‌تر از وضع کنونی می‌شمارند
سوم جاه‌طلبانی که ناراضی‌ند و رفتار قهرمانانه‌ای را از خود بروز می‌دهند
چهارم فرصت‌طلبان که منتظر سفره‌ی گشوده‌ای هستند
پنجم آدم‌های معمولی تابع جهت باد

دنیال این افتاده‌ام که خود و اطرافیان و مدعیان خطوط انقلاب را بر این اساس دسته‌بندی کنم. حتی سعی کردم میرحسین موسوی را هم در این دسته‌بندی‌ها پیدا کنم. مثلاً دیدم که موسوی سابقه‌ی انقلابی ندارد، و حتی بالعکس برای عضویت در هیئت علمی دانش‌گاه، تأئیدیه ساواک را هم دریافت کرده است.

حالا دارم به آثار و نتایج ِ این گروه‌ها فکر می‌کنم که این‌ها هرکدام اگر به قدرت برسند، چه خواهند کرد و از کدام اندیشه و هدف برای اداره‌ی کشور بهره خواهند برد؟


وقتی از امام حرف می‌زنیم

امام خمینی رحمت الله علیه

امام خمینی رحمت الله علیه

وقتی از امام حرف می‌زنیم، از یک لیبرال ِ غرب‌زده حرف نمی‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از یک چپ ِ سوسیالیست حرف نمی‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از یک اصلاح‌طلب ِ عاشق غرب حرف نمی‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از یک آخوند ِ حوزوی حرف می‌زنیم که از متن ِ دین سیاست را فهمید
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از یک اندیشه‌ی منسجم، از اسلام ناب محمدی حرف می‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از یک عده تواب از انقلاب برگشته حرف نمی‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از تئوریسین انقلاب اسلامی حرف می‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از اندیشه‌ی ولایت مطلقه‌ی فقیه حرف می‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از جنگ فقر و غنا حرف می‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از جنگ استضعاف و استکبار حرف می‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از آزادی و استقلال و عدالت ِ توأمان حرف می‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از اسلام مستضعفان و محرومان حرف می‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از مقدس‌مآبان خوش‌خط و خال و حجتیه‌ای‌ها حرف نمی‌زنیم
وقتی از امام حرف می‌زنیم، از صدور انقلاب حرف می‌زنیم

وقتی از امام حرف می‌زنیم، از امام حرف می‌زنیم


شب آرزوها

جمعه ۵ تیر ۱۳۸۸

خدایا در این شب آرزوها رأی ما را از گزند آشوب‌ها مصون بدار


گفتمان عدالت در دوره سازندگی و اصلاحات مورد غفلت بود

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۸

وبلاگ نویس حامی احمدی نژاد در گفتگو با برنا:
گفتمان عدالت در دوره سازندگی و اصلاحات مورد غفلت بود

وبلاگ نویس حامی احمدی نژاد اظهار داشت: جهتی که دولت انتخاب کرده و در این چهار سال به سمت آن حرکت داشته یک جهت سالم و ارزشمند بوده است و اینکه دولتی پیدا شده بعد از مدتی می خواهدگفتمان عدالت و اندیشه های امام که در دولت سازندگی و اصلاحات مغفول شده بود احیا کند و رجوع به آن آرمان ها را مطرح می کند، از اهمیت بالایی برخوردار است   
محمد صالح مفتاح ، وبلاگ نویس حامی احمدی نژاد در گفت و گو با خبرنگار سیاسی برنا اظهار داشت: در رشته حقوق تحصیل کرده ام و از ۵ سال پیش وبلاگ نویسی می کنم.
وی افزود: وبلاگ پاسخگویی سران سه قوه را سال ۸۳ راه اندازی کردم که آن سال را رهبری تحت این عنوان نامگذاری کرده بودند.
مفتاح تاکید کرد: از آنجا که رهبری در سال پاسخگویی یک تکلیف برای ما تعیین کردند که مطالبه کنیم و پاسخ بخواهیم از مسئولین، ما هم در آن دوران بحث عدالت را پیگیری کردیم و به جریان شناسی برخی گروه ها نیز در همین راستا پرداختیم.
وی ادامه داد: در حوزه های دین و جهان اسلام، ادبی و حقوقی نیز در وبلاگم مطلب نوشته ام.
مفتاح تصریح کرد: انتخابات در هر کشوری جایگاه مهمی دارد و مهمترین عرصه نقش آفرینی مردم که قوانین اساسی کشورها در نظر می گیرند، حضور مستقیم در رای دادن مردم است، من احساس کردم به عنوان یک عضو جامعه و معتقد به آرمان های امام و انقلاب لازم است در این عرصه حضور فعال داشته باشم.
وی تاکید کرد: حضور فعالانه ما با دیگر کشورها متفاوت اس، ما بر اساس مبنای دیگری که همان تکلیف الهی است در انتخابات شرکت می کنیم همانطور که خداوند در قرآن می فرماید «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم»که ریشه این مبنای ما است.
این وبلاگ نویس حامی احمدی نژاد افزود:در انتخابات پیش رو یک رقابت سیاسی است که برای کسب قدرت گروه ها و افراد مختلف به این عرصه وارد شده اند و آنچه باعث شد به عنوان یک وبلاگ نویس در این همایش شرکت کنم این بود که در این فضا به این نتیجه رسیدم کسی که بیشترین قرابت و نزدیکی را به گفتمان امام و انقلاب دارد آقای احمدی نژاد است.
وی ادامه داد: البته ما منکر ضعف ها و اشکالات نیستیم، هر آدم منصفی وقتی در برابر یک دولت قرار می گیرد و نسبت به آن با آرمان ها یک سری ضعف هایی را می بیند.
مفتاح افزود: جهتی که دولت انتخاب کرده و در این چهار سال به سمت آن حرکت داشته یک جهت سالم و ارزشمند بوده است و اینکه دولتی پیدا شده بعد از مدتی می خواهدگفتمان عدالت و اندیشه های امام که در دولت سازندگی و اصلاحات مغفول شده بود  احیا کند و رجوع به آن آرمان ها را مطرح می کند، خود به خود  از اهمیت بالایی برخوردار استو در حقیقت دولت توانسته نظام را از مسیر انحرافی خارج و به سمت ارزش ها و آرمان ها برگرداند و این یک پیروزی و موفقیت بزرگ برای جریان انقلاب اسلامی است.
وی با اشاره به اینکه انتخابات عرصه رقابت سیاسی است تاکید کرد: رعایت اخلاق یک اصل ضروری است و شما نمی توانید بگویید که ما نمی خواهیم اخلاق را مد نظر داشته باشیم، این دیگر انتخابات اسلامی نمی شود و از فضای آرمانی و انتخابی ما خارج می شود. اگر امروز به چیزی در کشورنیاز داریم مهم ترین نکته اخلاق است یعنی همه کاندیداها باید مهم ترین جنبه کارشان را در انتخابات اخلاق قرار دهند که شاید یک نکته مغفول در برنامه های سیاسی ما شده است.
این فعال اینترنتی تصریح کرد: نسبت به آقای احمدی نژاد که بی انصاف هایی را شاهد هستیم، یک نکته وجود دارد که ایشان در حال حاضر رییس جمهور کشور هستند و اگر کسی به ایشان توهین و اهانت کند یک خطای مضاعف است.
وی تاکید کرد: ما وقتی می خواهیم کسی را بسنجیم یکی از مهم ترین شاخصه ها همین انصاف است، وقتی فردی خوبی های یک نفر را نمی بیند و با بستن چشم بر نقاط مثبت فقط مسائل منفی را مطرح می کند به نظر می رسد که این فرد یک ضعف اساسی در اخلاق سیاسی دارد.
مفتاح در پایان از کاندیداها خواست: که به ارائه برنامه های خود بپردازند، نه اینکه بخواهند صرفا با نقد دوره گذشته به مسئولیت برسند بلکه باید از خود بگویند و برنامه اداره کشور را ارائه دهند.


نفی دستاوردهای دولت نهم بی اخلاقی است

مفتاح در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، با بیان اینکه مناظره باید میان نمایندگان کاندیداها هم برگزار شود، اظهار داشت: افرادی که اطراف کاندیداها هستند هم باید با مناظره مورد بررسی قرار گیرند، زیرا این افراد در صورت برنده شدن کاندیداهایشان در کابینه بکار گرفته می شوند و باید دیدگاه هایشان مشخص شود.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی در مورد مناظره میان احمدی نژاد و موسوی گفت: موسوی با بیان مطالبی توهین آمیز سعی کرد احمدی نژاد را از حالت آرام خارج کند و سکوتش مقابل احمدی نژاد معنادار و در جهت تحریک احمدی نژاد بود.

وی افزود: بجای اینکه در مناظره ها کاندیداها به بیان دیگر کارها و برنامه هایشان بپردازند با نقد ۴ ساله گذشته دولت نهم سعی در اثبات خودشان می کنند.

مفتاح در پایان خاطر نشان کرد: نفی دستاوردهای دولت نهم توسط کاندیداها کار غیر اخلاقی است نه اینکه افشای مفسدین اقتصادی توسط احمدی نژاد غیر اخلاقی تلقی شود.


حمایت ۱۱۳حقوقدان از دکتر احمدى نژاد

جمعی از حقوقدانان، استادان حقوق و وکلای دادگستری تهران و اصفهان در بیانیه ای حمایت خود را از کاندیداتوری دکتر محمود احمدی نژاد اعلام کردند. متن این بیانیه به شرح ذیل است:

پیروی از قانون و جهت گیری عدالت محور همواره مطلوب تمامی جوامع انسانی و نیز جوامع مردم سالار بوده است. جمهوری اسلامی ایران نیز از ابتدای تاسیس در راستای احقاق حقوق شهروندان گام برداشته است. از آنجا که رئیس جمهور مجری قانون و پاسدار قانون اساسی است، لازم است آحاد مردم با عنایت به موارد فوق و روشن بینی، کاندیدایی را انتخاب نمایند که به دنبال ایجاد قسط و عدل در جامعه باشد و در اجرای این مهم از توانایی بالایی برخوردار باشد.
ما جمعی از حقوقدانان و وکلا، ضمن درخواست از مردم شریف ایران برای مشارکت فعال در انتخابات، لازم می دانیم جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد را به عنوان کاندیدای اصلح برای ریاست جمهوری معرفی نماییم.

۱-دکترابوطالب کوشا ۲-دکترخیرالله پروین ۳-دکتر مسعود اربابی ۴-دکتر مرتضی طبیبی ۵-دکتر مهدی الشریف ۶-دکترمحمدجواد نوروزی ۷-دکترطجرلو ۸-دکتر فرجی ۹-دکترعلی فرطوسی ۱۰-دکترمحمد ربیعی ۱۱-دکتردهقان ۱۲-دکترتوکل حبیب زاده ۱۳-دکترباقرزاده ۱۴-دکترمسعود امانی ۱۵-دکترمحمود خادمان ۱۶-دکترخواجی ۱۷-دکترعباس صالحی ۱۸-دکترمهدی حاتمی ۱۹-دکتررضا نصوحیان ۲۰-دکتر اخوان فرد ۲۱-دکترطالقانی ۲۲-دکتربراتی نیا ۲۳-دکتر سیامک کرم زاده ۲۴-دکتر حمید الهویی نظری ۲۵-دکترقدرت الله رحمانی ۲۶-دکترزهراسادات موسوی عادل ۲۷- ابوذرحسن زاده ۲۸-حبیب الله مهرایی ۲۹-کاظم عبداللهی ۳۰-محمدصالح مفتاح ۳۱-مسعود محمودی ۳۲-مهدی قبادی ۳۳-خالق لامستان ۳۴-فاطمه محبی ۳۵-مهدی ناصری گل شیخی ۳۶-حمیدرضا محمدی ۳۷-احمد خسروی نژاد ۳۸-ریحانه اشرف ۳۹-مجید عبداللهی ۴۰-محمدتقی تقی زاده ۴۱-قاسم ناصری کیا ۴۲-تهمینه قاسم زاده ۴۳-شمیلا رضایی ۴۴-علی فیضی ۴۵-مسعود فتح آبادی ۴۶-علی نیک زاد ۴۷-امیر ذال ۴۸-امیر داشاب ۴۹-محسن جعفری ۵۰-فاطمه محمدی ۵۱-مصطفی فیاضی ۵۲-جلال کیامهر ۵۳-محمود باقری ۵۴- محمدباقر فرقانی فرد ۵۵-محمدحسین محمدی ۵۶-امیر حبیبی ۵۷-مصطفی منصوریان ۵۸-منصوره سادات هاشمی ۵۹-سعید ترکمان ۶۰-اصغر مرادی ۶۱-مرتضی حسینی ۶۲-قدرت الله کریمی ۶۳-حسین خلیلی ۶۴-عمادالدین پورعلی ۶۵-سعید محمدی ۶۶-مهدیه سادات میرنجفی ۶۷-هاشم شهریار ۶۸-عباس صالحی ۶۹-مجید بنکدار ۷۰-عباس مصلحی ۷۱-مصطفی وفایی ۷۲-علی اصغر محققیان ۷۳-علیرضا شعربافیون ۷۴-مهران الشریف ۷۵-تورج رمضانی ۷۶-ناصر بهرامی راد ۷۷-یاسین سعیدی ۷۸-عبدالمهدی حیدری ۷۹-محمد الهی ۸۰-ابوالفضل نصرآبادی ۸۱-علی اصغر امیر ۸۲-سیدمهدی موسوی ۸۳-مهدی شکوری ۸۴-مجید وفایی ۸۵-محمد الهویی نظری ۸۶-غلامرضا اشراق ۸۷-سیدمهدی چهل تن ۸۸-سعید آقاباباگلی ۸۹- محمدرضا عبدی ۹۰-رضا صادقی ۹۱-رضا محمدی آدرگانی ۹۲-محمد محسنی مفرد ۹۳-محمود کدخدایی ۹۴-انسیه نبی زاده ۹۵-الهام اعظمی ۹۶-نجم السادات عاملی ۹۷-اکرم محمدزاده ۹۸-الهام عموبیگی ۹۹-مرضیه زهتاب خوزانی ۱۰۰-سیدمهران حمیدنیا ۱۰۱-حسین صادق زاده ۱۰۲-امیرحسین شیرانی ۱۰۳-محمدرضا صادقی ۱۰۴-محمد عبدالنبی ۱۰۵-حسن وثیق زاده ۱۰۶-سیدمجید خدایی ۱۰۷-سیدمهدی نوابی ۱۰۸-سیدفرامرز امام جمعه ۱۰۹-حامد منتظری ۱۱۰-مصطفی خضری ۱۱۱- رامین علی نجیمی ۱۱۲-شهرام غفراللهی ۱۱۳-محمود یوسفی


به انقلاب برگردیم

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

داستان مناظره‌ها و تعیین برنده و بازنده‌شان، این روزها داغ‌ترین بحث در محافل است. هرکس می‌خواهد پیروز مناظره را نشان دهد. یکی را به چوب اخلاق بکوبند و دیگری به چوب لکنت. یکی را دورغ‌گو و مفتری جلوه دهند و دیگری را بی‌اطلاع و ساده‌لوح.
اما همه‌ی این‌ها یک طرف و انتخابات در طرف دیگر. واقعاً این روزها کمتر کسی پیدا می‌شود که سخن از تحریم بگوید که همه این را دریافته‌اند که انتخابات در ایران با وجود همه‌ی اشکالات آن، یک انتخابات آزاد است و تعیین سرنوشت در دست مردم است. آنهایی که سال‌های پیش از این به چوب ِ خطاکاری‌ها دولت‌های قبل، از شرکت در انتخابات صرف‌نظر می‌کردند، امروز به درستی می‌دانند که انتخابات عرصه‌ای سا ت که آینده‌ساز است و سیاست‌های ملی و بین‌المللی را از خود متأثر می‌کند.

entekhabat

اما کاری که احمدی‌نژاد در این مناظره‌ها کرد، جدا کردن خط مسئولین از خط انقلاب و حکومت بود. اگر کسی هم خطاکار است، هم‌چنان می‌توان با تصفیه‌ی آنها آرمان‌های انقلاب را به پیش برد. این امر همان تفکیک تئوریکی است که باید میان «انقلاب اسلامی» و «جمهوری اسلامی» قائل شد. جمهوری اسلامی تنها یکی از نتایج و پیامدهای انقلاب است و خود ِ آن نیست. انقلاب یک امر مستمر و پیش‌رونده است و جمهوری اسلامی تثبیت کننده‌ی آن ارزش‌ها در ساختارهای سیاسی و اجتماعی است.

ما امروز رجوع دوباره نیازداریم به مبانی تشکیل دهنده‌ی این نظام سیاسی. آنچه ملاک ما برای نشان دادن حرکت رو به رشد و پیش‌رو این انقلاب است، هماهنگی با آرمان‌ها و شعارهایی است که انقلاب بر اساس آن به پیروزی رسیده و مقوم قانون اساسی آن است.

امروز نیاز داریم تا به جای رجوع به اخلاقیات اسلام آمریکایی، عدالت‌خواهی و مبارزه با فساد را اولویت دهیم و همگان بدانیم و باور داشته باشیم که: الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم. بدانیم که حفظ نظام از اوجب واجبات است و حتی از حفظ جان امام زمان هم اولویت بیشتری دارد. بدانیم که مصالح نظام با مصالح افراد گره نخورده است و بدانیم که الناس علی دین ملوکهم.
غرب، با همه‌ی مظاهر و بروزهایی که دارد، با استفاده از چرخه‌ی قدرت سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای، مثل شوم زر و زور و تزویر را به کار می‌گیرد تا نظریان خود را به عنوان تنها شیوه‌ی سعادت بشری به حلق ملت فرو کند و انقلاب اسلامی ما راه دیگری گشود و راه تازه‌ای پیش پای جهانیان نهاد. ما امروز همان راه را ادامه می‌دهیم و به امید خدا می‌خواهیم تا ارزش‌های این انقلاب اسلامی‌مان که همانا عدالت و آزادی و معنویت توأمان است به جهانیان معرفی کنیم.


نامه‌ای دوستانه به سران سه قوه! برادران التماس دعا

جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

سلام. اتفاقاً درستش هم همینه. این که بیایی و مقدمه و مؤخره‌ای بیاری که به این دلایل مبارزه‌ای کارآمد با مفاسد اقتصادی رخ نداده است، اصلاً خودت را ضایع کرده‌ای. باید داد بزنی! یقه‌گیری بیاد کرد.

آقایان محترم مسئول! برای مبارزه با مفاسد اقتصادی چه کرده‌اید؟ چه کرده‌اید در برابر فرمانی که رهبر انقلاب آن را بر شما تکلیف کرد؟

آقای محترم رئیس جمهور! شما که فریادتان برای مبارزه با مافیا گوش فلک را کر کرده و شمایی که رأی مردم به شما به دلیل همین شعارها بوده است! در طول این سال‌ها چه کرده‌اید؟ چرا در طول چهار سال مسئولیت شما، تنها دوبار جلسه‌ی سران برای مبارزه با مفاسد اقتصادی تشکیل شد؟ چرا تاکنون مافیا نفتی که از آن دم می‌زدید، افشا نشده است؟ چرا هنوز سازوکارهای فسادبرانگیز در دستگاه‌های دولتی برقرار است؟ چرا (به چز چند نفر که به اشتباه آبروی‌شان را بردید!) نام مفسدین اقتصادی افشا نشده است؟ برادر ِ من! ما برای سخنرانی به شما رای نداده‌ایم. ما از شما کار ِ جدی می‌خواستیم و می‌خواهیم. برادر التماس دعا!

آقای دولت! ما این‌همه نقد شما بر دولت‌های شانزده سال قبل را شنیده‌ایم. اما مشکل عمده‌ی آنها چه بود؟ این همه بر کارگزاران نفرین فرستادید، مگر نه به خاطر ادعای فساد مدیریتی‌شان بود؟ اما آیا آقای گاورمنت! آیا می‌توانید ادعا کنید که دولت شما از این آسیب مبرا بوده است؟ حلقه‌ی اول ِ معتمدین شما همه یا دارای مفسده بوده‌اند یا مفسد شده‌اند. کردان، رحیمی، بذرپاش، مشایی، محصولی و …! کدام‌شان امروز می‌توانید بر سلامت‌شان قسم بخورید؟ بذرپاش کجا و روزنامه‌ی میلیاردی کجا؟

بگذارید یک چیزی برای‌تان تعریف کنم؛ یکی از حامیان‌تان می‌گفت که چرا این‌همه به محصولی و اموال‌ش گیر می‌دهید. من تحقیق کرده‌ام که ایشان سال گذشته چهار میلیارد و پانصد میلیون ریال خمس ِ مال‌ش را پرداخت کرده است. برادر التماس دعا! مگر نشنیده‌اید که رهبری گفته است که ثروت‌اندوزی حتی حلال‌ش هم برای مسئولین جمهوری اسلامی حرام است! ای بابا! پس شما چه می‌کنید؟

آقای محترم قوه‌ی قضائیه! برادر التماس دعا! شما که با اهمال در مبارزه با مفاسد که تکلیف شرعی و قانونی‌تان بوده است، به نوعی همدستی با مفسدین متهم‌ید. البته این را من نمی‌گویم، سخن رهبری است که ولی ِ شرعی من و شماست! آخر برادر ِ من! شأن شما مبارزه با فساد است، و نه حمایت از سرمایه‌داری. تازه اگر هم حمایت از سرمایه‌داران لازم باشد، منافاتی با مبارزه با فساد ندارد، مگر این‌که منظور شما، حمایت از سرمایه‌های نامشروع باشد. برادر التماس دعا!

آقای عدلیه! مهمترین شاخصه‌ی عدالت قضایی مبارزه با بی‌قانونی است و اصلاً تعریف حداقلی ِ همه‌پذر ابتنای رفتارها بر قانون است. یک چیزهایی شنیده‌ایم که شما دستور داده‌اید که شهرام خان ِ جزایری مرخصی برود. شنیده‌ایم از اجرای حکم ِ فلان مسئول ِ منطقه‌ی آزاد ِ … ممانعت کرده‌اید، به این استناد که مانع سرمایه‌گذاری است.
آقای دادگستری! حتماً مطلع‌ید که مردم در راهروهای شما چه زجری می‌کشند. این همه زجر و زحمت علاوه بر مشکل ِ پایمال‌شدن ِ حق، کمی ناعدلانه نیست؟ مگر نه این است که یکی از شاخصه‌های عدالت قضایی تسریع روند رسیدگی‌ها و دادرسی‌ها ست. مردم در این راهروها و این شعبات دادسرا  و دادگاه له می‌شوند. خبر دارید که رشوه‌گرفتن حتی در عالی‌ترین سطوح دادگاه‌های ما مشروعیت عرفی یافته است. وای به روزی که بگندد نمک!

آقای مجلس! متاسفانه در دوره‌های مختلف شاهد بوده‌ایم که مجلس به جای قانون‌گذاری برای بستن گلوگاه‌های فساد، خود به معبری برای فاسد نمایندگان مجلسی بدل شده است. برخی از نمایندگان (که تعدادشان هم کم نبوده و نیست) در مدت نمایندگی‌شان به جای پرداختن به منافع موکلین ِ خود به دنبال پیشرفت و کسب منافع شخصی بوده‌اند و هستند. به خصوص نمایندگانی که از کسب ِ رأی مجدد مردم ناامید می‌شوند، به دنبال جایگاه و پایگاه تازه هستند. این هم شد مجلس؟ مگر امام این همه بر شأن مجلس تاکید نکرده بود؟ واقعاً آیا این مجلس در رأس امور است؟

برادران ِ گرامی! شما بگوئید که ما با شما چه کنیم؟ اصلاً همه‌ی این‌هایی که مردم هم می‌گویند، هیچی! شما خودتان کلاه‌تان را قاضی کنید! (البته شمایی که عمامه دارید از این کار معاف‌ید، شما همین‌جوری بی‌کلاه هم قاضی‌القضاتید!) آیا این همه مفاسد را نمی‌بینید؟

یکی می‌گفت هرجا پول ِ بادآورده‌ی بالای میلیارد دیدید، حتماً برانید که از جیب بیت‌المال رفته است. راست هم می‌گفت. چون کسانی که جیب‌های میلیاردی دارند، حواس‌شان هست که کسی دست ِ کج‌ش را در جیب‌شان نکند. شما بفرمائید که برخی رسانه‌ها یا کارهای دیگر که پول میلیاردی هزینه‌شان می‌شود، بوی نفت ِ ملّی را نمی‌دهند؟؟

آهان! یادم آمدم. می‌خواستم اوّل ِ نامه‌ام این را بنویسم و حالا می‌گویم! آقایان ِ سران! ملال که بسیار است و یکی‌شْ هم دوری ِ شما. آقای دولت که اصلاً ما را قابل نمی‌دانند که با ما دانشجویان ِ مثلاً عدالت‌خواه ِ سراپا تقصیر جلسه‌ی گفتگو بگذارند و اصلاً شأن‌شان اجلّ از این است که جواب نامه‌ی ما را بدهند. آقای رئیس مجلس هم که امور تقنین و نظارتی ِ مجلس چنان بر گردن‌شان است که فرصت صحبت با ما را ندارند. آقای عدلیه هم که دیگر التماس دعا! حتی در طول ده سال ریاست‌شان یک‌بار هم به دانش‌گاه مشرّف نشدند. همان که گفتم: حاج آقا، التماس دعا.

البته نمی‌دانم یادتان هست که زمانی از علی‌بن‌ابیطالب هم می‌گفتید؟ یادتان هست نامه‌ی او را به والی مصر که به دلیل نشستن بر سفره‌ی اغنیا نکوهش کرده بود؟ شما هم لایق نکوهش‌ید یا این‌که سفره‌تان با مردم ِ محروم یکی‌ست. البته آقای احمدی‌نژاد از این جهت شما را استثنا می‌کنم که ظواهر ِ ساده‌زیستی را به راستی رعایت کرده‌اید و از این جهت لایق تقدیرید.

حالا من مانده‌ام و شما برادران ِ محترم! خودتان بگوئید با شما چه کار کنم؟

از طرف برادر ِ کوچک‌تان
میم‌صاد


ما عدالت ملموس می‌خواهیم

یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۸

روز گذشته آقای علیزاده طباطبایی وکیل شهرام جزایری در گفتگو با ایلنا از موافقت هاشمی شاهرودی با اعطای مرخصی به شهرام جزایری خبر داد. متعاقب این خبر، سرمقاله‌ی روز گذشته‌ی کیهان، خبر داد که با زد و بند پشت صحنه برخی از مسئولان- متأسفانه بلندپایه- قوه‌ی قضائیه، شهرام جزایری در شرف آزادی بوده است و حجت الاسلام رئیسی با مسئولیت خود، از آزادی وی جلوگیری به عمل آورده است. هرچند باید تقدیر بسیاری از حجت الاسلام رئیسی به عمل آید، اما مشکل این‌گونه بحران‌های قضایی از کجاست؟ و واقعاً در قوه‌ی فخیمه‌ی قضائیه چه خبر است؟ این سئوال به‌حقی است از سوی مردمی که چشم امیدشان در برخورد قضایی و جدی با متجاوزان به حقوق اجتماع است.

چرا باید در کشوری که پرچمدار حاکمیت دین و عدالت اسلامی در جهان است شاهد باشیم که فردی که در کمتر از سی سالگی‌ش، بسیاری از مسئولان مهم کشور را به فساد بکشاند و بعد به راحتی بتواند آبروی نظام اسلامی را مخدوش کند؟ چرا باید قوه‌ی قضائیه که مرجع تظلم‌خواهی و حفظ حقوق عامه است، خود به مرجعی برای حمایت قضایی از فساد اقتصادی بدل شود؟ هنوز این جمله‌ی ریاست قوه‌ی قضائیه محل سئوال جدی مردم است که: مبارزه با فساد اقتصادی مانع از سرمایه گذاری است! و جمله‌ی دیگر آیت الله شاهرودی که: اعلام نام مفسدان موجب فرار سرمایه‌هاست!
انتظار از قوه‌ی قضائیه این است که با قاطعیت تمام، این موضوع را پیگیری کند. به خصوص پرونده‌ی شهرام جزایری که به نماد مبارزه‌ی قوه‌ی قضائیه با فساد تبدیل شده است. هرچند بسیار دردآور است که علی‌رغم وجود مصادیق متعدد از دست‌اندازان به حقوق مردم، تنها نام یک نفر از فاسدین اعلام شد؛ که البته اعلام نام جزایری، خالی از بازی‌های سیاسی هم نبود.

 قوه قضائیه

در هر صورت نکاتی چند درباره‌ی این خبر به نظر می‌رسد:

یک. تساهل با مفسدین اقتصادی در قوه‌ی قضائیه به چه قیمتی؟
بنابرآنچه که ریاست قوه‌ی قضائیه گفته‌است، اولویت اصلی برای ایشان حمایت از سرمایه‌گذاری است و آن هم سرمایه‌گذاری که با مبارزه با فساد منافات دارد. ایشان در صحبت‌های خود فرار سرمایه‌ها را فساد اکبر نامیده‌اند و از جرائم مالی و اقتصادی با عنوان فساد اصغر یاد کرده‌اند. و در این میانه به این موضوع اذعان کرده‌اند که اگر رفع فساد اصغر به فساد اکبر (یعنی فرار سرمایه) بینجامد، این امر به دلیل مصلحت باید کنار گذاشته شود!
هرچند این سخن از پایه، محل خدشه و خطاست، اما این را باید پرسید که مگر جایگاه قضا، مبارزه با فساد در هر لباس و جایگاه نیست و مگر نه این است که قاضی موظف است تا نصوص قانون و شرع را در صدور حکم لحاظ کند؟ اگر پاسخ به این سئوال مثبت است، پس این شیوه‌ی رفتار و سخن، چه جایگاهی می‌تواند داشته باشد؟
النهایه؛ به نظر می‌رسد قوه‌ی قضائیه اهتمام جدی به مبارزه با مفاسد اقتصادی نداشته است و برخلاف مصوبه‌ی مجلس شورای اسلامی که قوه‌ی قضائیه را موظف کرده است تا اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام کند، همچنان این اهمال در قوه‌ی قضائیه مشاهده می‌شود.

دو. اعطای مرخصی به زندانیان به چه شیوه‌ای؟
متأسفانه روند اعطای مرخصی به زندانیان، دچار مشکلات جدی است. اولاً نظام درستی در تشخیص صلاحیت زندانیان وجود ندارد و در بسیاری از موارد مشتمل بر رابطه است و ضابطه‌مندی در آن وجود ندارد. ثانیاً گستردگی میزان این مرخصی‌ها با فلسفه‌ی مجازات‌ها در تضاد است.
کارکردهای کیفر و مجازات را ذیل عناوین اصلاح و درمان، طرد، ناتوان‌سازی و … می‌توان تقسیم‌بندی کرد. زندانی طولانی مدت و به‌خصوص حبس ابد، کارکرد اصلی‌شان، طرد مجرم است و نشان از آن دارد که این فرد از نظر قانونی و قاضی غیرقابل بخشش و اجتماعی شدن است. در این گونه موارد، استفاده از مرخصی نقض غرض است. یعنی چگونه ممکن است که ما فردی را از جامعه طرد کنیم، اما به مناسبت‌هایی او را به میان جامعه بیاوریم؟ به‌خصوص که در مورد شهرام جزایری، این موضوع با اعتماد مردم به حکومت اسلامی و قوه‌ی قضائیه هم مرتبط است.
از سوی دیگر حفظ شأن قانون و قاضی مستلزم آن است که احکام دادگاه‌ها پس از صدور آراء محترم باشد و این حتمیت در اجرای قانون، یکی از شیوه‌های کیفری در پیشگیری از وقوع جرم است. وجود این قاطعیت، مجرمین را در برابر مجازات‌های مقرر در قانون قرار می‌دهد و رعب از مجازات و نیز هزینه‌ی بالای بزه، مانع از ارتکاب آن می‌شود. در حالی که با وجود این مرخصی‌ها و اهمال در برخوردها، این وجه ارعابی در مجازات‌ها لوث می‌شود.

سه. کاهش آمار زندانی‌ها با چه دلیلی؟
یکی از خطاهای سال‌های اخیر در قوه‌ی قضائیه، دستور به کاهش میزان صدور حکم زندان در محاکم بوده است. این در حالی است که قانون میزان مجازات‌ها را تعیین کرده و قاضی را در انتخاب میزان و نوع بزه از میان مجازات‌های قانونی، آزاد گذاشته است و او را مخیر کرده است تا براساس شخصیت مجرم و شرایط ارتکاب جرم، مجازات متناسب انتخاب شود. اما این‌گونه بخش‌نامه‌ها که دست قاضی را در تعیین مجازات می‌بندد در قوه‌ی قضائیه صادر شده‌اند و به یکی از ملاکات ارزشیابی قضات بدل شده است.
از سوی دیگر دستوری در رابطه با سهولت اعطای مرخصی به زندانیان صادر شده است که آن نیز دست کمی از بخش‌نامه‌ی قبلی ندارد. لازم به ذکر است که برای تعیین آمار میزان زندانیان در کشور، به صورت تصادفی، یک روز در تمام زندان‌های کشور تعیین می‌کنند و تمام زندانیان را که در آن روز در زندان‌ها حاضر هستند، به عنوان آمار زندانی‌های کشور اعلام می‌کنند. مطابق این روش کسانی که در آن روز به هر دلیلی -از جمله مرخصی- در زندان حاضر نباشند، از آمار زندانیان کشور خارج می‌کنند. در حالی که در واقع آمار زندانیان چیز دیگری است!

آینده‌ی دستگاه قضایی
متاسفانه این رویه‌های خطا سال‌ها بر دستگاه قضایی حاکم بوده است، و اعتماد عمومی به دستگاه عدلیه را نیز مخدوش کرده است، و باید مسئولی آتی دستگاه قضاء این امر را در شیوه‌ی مدیریت و برنامه ریزی خود لحاظ کند که خواست عمومی مردم، دادگستری‌یی است مبتنی بر قانون. و این قوه‌ی قضائیه باید قاطعیت و جدیت خود را در مبارزه با فساد اداری، اقتصادی و سیاسی –فارغ از جناح‌بندی‌ها- به مردم نشان دهد. ملموس شدن عدالت خواست عمومی است.