بایگانی ماهانه ‌

نامه‌ای دوستانه به سران سه قوه! برادران التماس دعا

جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

سلام. اتفاقاً درستش هم همینه. این که بیایی و مقدمه و مؤخره‌ای بیاری که به این دلایل مبارزه‌ای کارآمد با مفاسد اقتصادی رخ نداده است، اصلاً خودت را ضایع کرده‌ای. باید داد بزنی! یقه‌گیری بیاد کرد.

آقایان محترم مسئول! برای مبارزه با مفاسد اقتصادی چه کرده‌اید؟ چه کرده‌اید در برابر فرمانی که رهبر انقلاب آن را بر شما تکلیف کرد؟

آقای محترم رئیس جمهور! شما که فریادتان برای مبارزه با مافیا گوش فلک را کر کرده و شمایی که رأی مردم به شما به دلیل همین شعارها بوده است! در طول این سال‌ها چه کرده‌اید؟ چرا در طول چهار سال مسئولیت شما، تنها دوبار جلسه‌ی سران برای مبارزه با مفاسد اقتصادی تشکیل شد؟ چرا تاکنون مافیا نفتی که از آن دم می‌زدید، افشا نشده است؟ چرا هنوز سازوکارهای فسادبرانگیز در دستگاه‌های دولتی برقرار است؟ چرا (به چز چند نفر که به اشتباه آبروی‌شان را بردید!) نام مفسدین اقتصادی افشا نشده است؟ برادر ِ من! ما برای سخنرانی به شما رای نداده‌ایم. ما از شما کار ِ جدی می‌خواستیم و می‌خواهیم. برادر التماس دعا!

آقای دولت! ما این‌همه نقد شما بر دولت‌های شانزده سال قبل را شنیده‌ایم. اما مشکل عمده‌ی آنها چه بود؟ این همه بر کارگزاران نفرین فرستادید، مگر نه به خاطر ادعای فساد مدیریتی‌شان بود؟ اما آیا آقای گاورمنت! آیا می‌توانید ادعا کنید که دولت شما از این آسیب مبرا بوده است؟ حلقه‌ی اول ِ معتمدین شما همه یا دارای مفسده بوده‌اند یا مفسد شده‌اند. کردان، رحیمی، بذرپاش، مشایی، محصولی و …! کدام‌شان امروز می‌توانید بر سلامت‌شان قسم بخورید؟ بذرپاش کجا و روزنامه‌ی میلیاردی کجا؟

بگذارید یک چیزی برای‌تان تعریف کنم؛ یکی از حامیان‌تان می‌گفت که چرا این‌همه به محصولی و اموال‌ش گیر می‌دهید. من تحقیق کرده‌ام که ایشان سال گذشته چهار میلیارد و پانصد میلیون ریال خمس ِ مال‌ش را پرداخت کرده است. برادر التماس دعا! مگر نشنیده‌اید که رهبری گفته است که ثروت‌اندوزی حتی حلال‌ش هم برای مسئولین جمهوری اسلامی حرام است! ای بابا! پس شما چه می‌کنید؟

آقای محترم قوه‌ی قضائیه! برادر التماس دعا! شما که با اهمال در مبارزه با مفاسد که تکلیف شرعی و قانونی‌تان بوده است، به نوعی همدستی با مفسدین متهم‌ید. البته این را من نمی‌گویم، سخن رهبری است که ولی ِ شرعی من و شماست! آخر برادر ِ من! شأن شما مبارزه با فساد است، و نه حمایت از سرمایه‌داری. تازه اگر هم حمایت از سرمایه‌داران لازم باشد، منافاتی با مبارزه با فساد ندارد، مگر این‌که منظور شما، حمایت از سرمایه‌های نامشروع باشد. برادر التماس دعا!

آقای عدلیه! مهمترین شاخصه‌ی عدالت قضایی مبارزه با بی‌قانونی است و اصلاً تعریف حداقلی ِ همه‌پذر ابتنای رفتارها بر قانون است. یک چیزهایی شنیده‌ایم که شما دستور داده‌اید که شهرام خان ِ جزایری مرخصی برود. شنیده‌ایم از اجرای حکم ِ فلان مسئول ِ منطقه‌ی آزاد ِ … ممانعت کرده‌اید، به این استناد که مانع سرمایه‌گذاری است.
آقای دادگستری! حتماً مطلع‌ید که مردم در راهروهای شما چه زجری می‌کشند. این همه زجر و زحمت علاوه بر مشکل ِ پایمال‌شدن ِ حق، کمی ناعدلانه نیست؟ مگر نه این است که یکی از شاخصه‌های عدالت قضایی تسریع روند رسیدگی‌ها و دادرسی‌ها ست. مردم در این راهروها و این شعبات دادسرا  و دادگاه له می‌شوند. خبر دارید که رشوه‌گرفتن حتی در عالی‌ترین سطوح دادگاه‌های ما مشروعیت عرفی یافته است. وای به روزی که بگندد نمک!

آقای مجلس! متاسفانه در دوره‌های مختلف شاهد بوده‌ایم که مجلس به جای قانون‌گذاری برای بستن گلوگاه‌های فساد، خود به معبری برای فاسد نمایندگان مجلسی بدل شده است. برخی از نمایندگان (که تعدادشان هم کم نبوده و نیست) در مدت نمایندگی‌شان به جای پرداختن به منافع موکلین ِ خود به دنبال پیشرفت و کسب منافع شخصی بوده‌اند و هستند. به خصوص نمایندگانی که از کسب ِ رأی مجدد مردم ناامید می‌شوند، به دنبال جایگاه و پایگاه تازه هستند. این هم شد مجلس؟ مگر امام این همه بر شأن مجلس تاکید نکرده بود؟ واقعاً آیا این مجلس در رأس امور است؟

برادران ِ گرامی! شما بگوئید که ما با شما چه کنیم؟ اصلاً همه‌ی این‌هایی که مردم هم می‌گویند، هیچی! شما خودتان کلاه‌تان را قاضی کنید! (البته شمایی که عمامه دارید از این کار معاف‌ید، شما همین‌جوری بی‌کلاه هم قاضی‌القضاتید!) آیا این همه مفاسد را نمی‌بینید؟

یکی می‌گفت هرجا پول ِ بادآورده‌ی بالای میلیارد دیدید، حتماً برانید که از جیب بیت‌المال رفته است. راست هم می‌گفت. چون کسانی که جیب‌های میلیاردی دارند، حواس‌شان هست که کسی دست ِ کج‌ش را در جیب‌شان نکند. شما بفرمائید که برخی رسانه‌ها یا کارهای دیگر که پول میلیاردی هزینه‌شان می‌شود، بوی نفت ِ ملّی را نمی‌دهند؟؟

آهان! یادم آمدم. می‌خواستم اوّل ِ نامه‌ام این را بنویسم و حالا می‌گویم! آقایان ِ سران! ملال که بسیار است و یکی‌شْ هم دوری ِ شما. آقای دولت که اصلاً ما را قابل نمی‌دانند که با ما دانشجویان ِ مثلاً عدالت‌خواه ِ سراپا تقصیر جلسه‌ی گفتگو بگذارند و اصلاً شأن‌شان اجلّ از این است که جواب نامه‌ی ما را بدهند. آقای رئیس مجلس هم که امور تقنین و نظارتی ِ مجلس چنان بر گردن‌شان است که فرصت صحبت با ما را ندارند. آقای عدلیه هم که دیگر التماس دعا! حتی در طول ده سال ریاست‌شان یک‌بار هم به دانش‌گاه مشرّف نشدند. همان که گفتم: حاج آقا، التماس دعا.

البته نمی‌دانم یادتان هست که زمانی از علی‌بن‌ابیطالب هم می‌گفتید؟ یادتان هست نامه‌ی او را به والی مصر که به دلیل نشستن بر سفره‌ی اغنیا نکوهش کرده بود؟ شما هم لایق نکوهش‌ید یا این‌که سفره‌تان با مردم ِ محروم یکی‌ست. البته آقای احمدی‌نژاد از این جهت شما را استثنا می‌کنم که ظواهر ِ ساده‌زیستی را به راستی رعایت کرده‌اید و از این جهت لایق تقدیرید.

حالا من مانده‌ام و شما برادران ِ محترم! خودتان بگوئید با شما چه کار کنم؟

از طرف برادر ِ کوچک‌تان
میم‌صاد