بایگانی ماهانه ‌

درباره لیست ترور

یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۹

پایگاه خبری صراط با انتشار مطلبی نسبت به افشای مشخصات جمعی از فعالان رسانه‌ای اصولگرا ابراز ناراحتی کرده است و از نیروهای امنیتی خواسته است تا تدابیر ویژه‌ای را برای حفاظت از این چهره‌های سیاسی-مطبوعاتی اتخاذ کنند. در این خبر به جز عامل اغراق که بسیار جدی است، کمی هم چاشنی بی‌اخلاقی وجود دارد. مثلاً طرح برخی نام‌ها که در لیست نبوده‌اند به عنوان کسانی که در لیست ترور قرار دارند (برای مهم جلوه دادن آنها) نشان از رفتاری غیراخلاقی دارد.

البته اتفاق جدیدی نیست. سال گذشته مشخصات یکی که واقعاً آدم مهمی هم نبوده، در سایت‌ها و وبلاگ‌های ضدانقلاب منتشر شده بود. باز موج جدیدی از این نوشته‌ها نوشته و بازنشر می‌شوند. البته کارکرد چنین چیزی به نظر من بیشتر جنگ روانی است تا عملیات ترور حقیقی. حالا هرچه هم باشد زیاد اهمیتی ندارد. مگر ما می‌ترسیم؟

در چند روز اخیر مزاحم تلفنی از خارج از کشور زیاد داشته ام که تهدید می کنند و فحاشی. و البته جز این هم از آنها انتظاری نیست. شاید تلفن همراه‌م را خاموش کنم. البته این شماره آن‌قدر در اختیار همه بوده است که با خاموش کردنش از دسترس خیلی‌ها خارج می شوم. اما چه بهتر که مدتی دنبال آرامش باشم. البته ایده محافظ شخصی هم چیز خوبی است 🙂 باید بریم درخواست بدهیم به پلیس. بامزه است.

در هرصورت اگر شهید شدیم حلال کنید؛ اگر هم شهید نشدیم دعا کنید شهید بشویم و بعد که شهید شدیم حلال کنید.

—- پی‌نوشت:

مرحله دوم جشنواره چهره ۸۹ در جریان است. البته رای ما هم مخفی است و قرار شده است که رای مان را به کسی نگوئیم. حتی شما دوست عزیز


هشداری برای ما وبلاگ‌نویسان

leader-khamenei

نوشته‌های وبلاگی ما، خداوند متعال را خشمگین می‌کند!

مقام معظم رهبری برای چندمین بار از رواج بداخلاقی در وبلاگستان فارسی انتقاد کرد و گفت که بی‌اخلاقی که در وبلاگستان رواج یافته را نمی‌پذیرد. البته این روزها موضوع اخلاق در وبلاگستان خیلی جدی شده است و همه ما در این باره نوشته‌ایم. اما شنیدن همان حرف از زبان مقتدایمان کمی عجیب بود که امروز در دیدار با خبرگان منتخب ملت آنها را بیان کردند.

یک. این که «آقا» وبلاگ می‌خوانند تقریباً واضح است. با این نکات انذاری که در چند مورد گفته‌اند این به خوبی روشن است. اتفاقاً در زمانی در این باره سخن گفته‌اند که در جبهه نیروهای خودی این موضوع داغ بوده است. خوشحال باید بود که رهبری داریم که تا این اندازه از اوضاع مطلع است و حتی از دعواهای فرزندانش در وبلاگستان مطلع است و به دقت برای علاج دردهای او کمک می‌کند.

دو. نقد تکلیف‌گرایی شعاری هم نکته جالبی بود. این که گاهی فکر می‌کنیم که این کارهای ما بر اساس تکلیف است و از این طرق آن را توجیه می‌کنیم که حق داریم بر خلاف اصول حرکت کنیم و الخ… مدتی پیش در جلسه‌ای که جمعی از فعالان سایبری انقلاب اسلامی حضور داشتند ما را محاکمه و استیضاح کردند که شما برای کارهایتان در فضای مجازی دنبال حجت شرعی می‌گردید، در حالی که اکنون زمانه جنگ است و “الضرورات تبیح المحظورات”! جهل مرکب خیلی بعید نیست که با دین و تکلیف شرعی و سیاسی توجیه شود. به خصوص این درد زمانی بیشتر به چشم می‌آید در پس این بی‌اخلاقی گروه‌هایی باشند که به مراکز رسمی وابسته باشند…

سه. دهه هشتاد دهه وبلاگ و وب‌سایت‌های خبری نو به نو شونده بود. هزینه کم و نظارت کمتر عاملی بود که خیلی‌ها را به فضای مجازی کشاند. حالا همان نبود دروازه بانی خبر و نبود اساتید و بزرگترها بالای سر فعالیت‌های سایبری کاری کرده است که همان مزیت‌ها به معایب فضای مجازی بدل شود. در آستانه دهه نود بحران اخلاق در وبلاگستان خیلی جدی‌تر دیده می‌شود.

چهار. اما وبلاگستان فارسی همچنان پیش می‌رود. اگرچه برخی به گسترش بی‌اخلاقی دامن می‌زنند و حالا با سخن رهبری کمی آرام گرفته‌اند، اما زیاد این آرامش باورپذیر نیست. وبلاگستان حزب‌اللهی باز هم آبستن درگیری است. درگیری‌هایی که از توهم ِ تکلیف برمی‌آید. و گاه بر صدر نشستن چنین افرادی بیشتر اذیت می‌کند و خار در چشم می‌کند. زمانی از حسین قدیانی انتقاد کرده بودیم. اتهام حسادت به ما زدند. امیدوارم با گفته‌های «آقا» دانسته باشند که اگر انتقادی وجود دارد به این دلیل است که می‌خواهیم رشد و تعالی در میان مان بیشتر شود.

پنج. اما هنوز فکر می‌کنم که وبلاگستان حزب‌الله آن قدرها هم بد نشده است. هرچند بدی‌ها بیشتر به چشم می‌آید اما باز آنچنان فراگیر نیست که بتوان آن را تعمیم داد. بدی هرچقدر هم که کوچک باشد، باز هم بزرگ است. سیاهی بر دامان سفید بیشتر نمایان است تا بر لباس چرک و تیره. به همین خاطر است که ما بی‌اخلاقی ضدانقلاب سبز را امری عادی تلقی می‌کنیم. اما ما که پیرو امام خامنه‌ای هستیم فحاشی از ما به دور است.

______ بیشتر بخوانید:

پرونده اخلاق در وبلاگ‌نیوز

دومین هشدار رهبر انقلاب به ما وبلاگ‌نویسان


مدیریت زنانه؛ مدیریت مردانه

دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۹

مرضیه وحید دستجردی

مرضیه وحید دستجردی اولین زنی است که در جمهوری اسلامی به مقام وزارت رسیده است

چند روزی است که در مسیر خانه تا دفتر کتاب جوزف نای را با عنوان «رهبری و قدرت هوشمند» می‌خوانم. نکات خوبی درباره قدرت نرم و سخت را توضیح داده است. اما چیزی که بیش از هم فکر من را مشغول کرده است، زنانه شدن مدیریت است. قدرت سخت بیشتر با روحیات مردانه مسانخ است.

پژوهش جنسیتی درباره رهبری نشان دهنده موفقیت فزاینده چیزی است که زمانی یک سبک زنانه رهبری تلقی می‌شد. به زبان کلیشه های جنسیتی، سبک رهبری مردانه مدعیانه، رقابتی، اقتدارگرا و متمرکز بر فرماندهی درباره رفتار دیگران است. سبک زنانه همکارانه، مشارکتی، همیارانه و متمرکز بر پذیرش رفتار پیروان است.

تأکید زیاد بر قدرت نرم و مدیریت آن آینده دیگری را برای شیوه‌های راهبری و رهبری تعیین کرده است که آینده ای زنانه را نوید می‌دهد. باید گفت در دنیای امروز زنان مدیر نشده اند، مدیریت زنانه شده است.


حزب‌اللهی واقعی..

جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸۹

قرار بود مطلبی درباره اینکه حزب‌اللهی کیست بنویسم. بیش از آنکه تئوریک باشد، حاصل دیده‌ها و تجربه‌ها بود. فکر می‌کردم که از آدم‌هایی که دیده‌ام کدام‌شان به شاخص‌ها نزدیک‌ترند. حالا که مجموعه به شاخص‌ها نگاه می‌کنم می‌بینم خودم هم تو این چارچوب نیستم.

به قربت و خلوص فرزندان معنوی خمینی غبطه می‌خورم…


چهره‌هایی که دوستشان دارم

پنج شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۹

chehre

یکی از اتفاقات خوب این روزهای وبلاگستان فارسی مسابقه ای است که چهره سال ۸۹ وبلاگستان فارسی را انتخاب می کنند. یک اتفاق خوب که تواسنته است بسیاری از وبلاگی‌ها را در آن وراد کند. من هم به رسم دیگران وبلاگ نویس مورد علاقه ام را معرفی می کنم:

یک. آهستانچهره‌ای که در سه سال اخیر به جرات می توان از استوانه های وبلاگستان فارسی نامید. وبلاگ نویسی که توانست در سرویس وردپرس عنوان ششمین وبلاگ جهان را از آن خود کند. قلم خوب و دقیق و به موقع و درست نوشتن شیوه ای است که از اهستان اسطوره وبلاگستان فارسی ساخته است.

دو. زهرا سال‌هاست که قلم زهرا اچ-بی در وبلاگستان فارسی سبک تازه خودش را دارد. بیان روزنوشت‌های یک دختر معمولی که شاید در ظاهر هیچ ویژگی خاصی نداشته باشد. اما توانسته است بدون حاشیه های فضای حقیقی با نگاه دقیق و البته ساده و بی تکلف خود وقایع دور و برش را تحلیل کند. تجربه های زهرا گاهی چنان جالب است که همه را در بهت و حیرت می برد. مثلاً آن روز که از دست دزدها در جاده تنها فرار کرده بود و یا این گفتگوی اخیرش با یک زن خیابانی. این را هم در پرانتز داشته باشید که معمولاً به عنوان نمونه موفق وبلاگ نویسی زنان در فضای مجازی در کلاس هایم زهرا را مثال میزنم؛ پرانتز بسته.

سه. آب و آتش آقای تقی دژاکام هم علی رغم سن بیشتری که دارد و حق استادی بر گردن جوان ترها، به نظر من توانسته است علیرغم حضور دیرهنگامش در وبلاگستان، گوی سبقت از جوانان برباید. البته فقط سن بالاتر نیست که از آقای دژاکام چهره ساخته است، بلکه تجربه سالها روزنامه نگاری و تلاش در حوزه ادبیات و هنر و روزنامه نگاری آن هم از نوع اصولگرایی مردی چنین جاافتاده آفریده است که لیاقت چهره شدن در وبلاگستان فارسی را دارد.

چهار. طعم عسل جناب آرمند را اولین بار در شبکه های اجتماعی یافتم و نه وبلاگستان. بعدها ارتباط حقیقی بیشتر شد. نوشتن در مورد «آقا» توفیق می خواهد. آن هم نوشتن در زمانی که هجمه ها زیاد است. هرچند داشتن دسترسی شاید رقابت را با سایر وبلاگ نویسان ناعادلانه کرده است، اما فکر می کنم آرمند هم می تواند لایق شأن مرد وبلاگستان فارسی باشد. البته وبلاگ های دیگر ایشان هم در جای خود محل تقدیر بوده و هستند.

پنج. دانشطلب مجتبی دانشطب را باید با تحلیل های محکم و داشتن کدهای متعدد اندیشه‌گی پیگیر شد. هرچند بسته شدن غیرمنصفانه وبلاگ مدرسه ما به آرشیو سالها وبلاگ نویسی او ضرب هزد، اما مجتبی با پشتکار دوباره برگشت و حالا باید منتظر ماند که ببینیم چه می شود. مجتبی هم ارزشش را دارد.

شش. بچه های قلممهدی نیکخواه از مردان نیک وبلاگستان است که ارزش کارش خیلی بالاست. به خصوص این برمی گردد به یالهای قبل که کلیپ ها و اصوات را با سرعت پائین برای استفاده عموم روی نت منتشر می کرد. کاری که جز عنوان جهاد عنوان دیگری نمی توان بر آن نهاد. او هم لیاقت دارد که مرد وبلاگستان باشد؛ هرچند در سالی که گذشت کمتر وبلاگش را به روز کرده است.


اخلاق قدرت؛ قدرت اخلاق

سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹

یک- اخلاق در اوج قدرت مهم است. در قدرت باشی و به رعیت ظلم نکنی و با تندی با ایشان حرف نزنی. این که کسانی که که در حضیض ذلت هستند و مردم آنها را طرد کرده اند اهمیتی ندارد. اگر هم حرفی از اخلاق بزنند از سر ضعف است و ارزشی ندارد.

دو- اگرچه ممکن است تصور شود که استفاده از شیوه‌های غیراخلاقی در برخورد با دیگران ما را بهتر به مقصور می‌رساند. اما واقعیت این است که اگر به شیوه های غیراخلاقی متوسل شویم، نه تنها در مخاطب اثر خوبی نخواهد داشت، بلکه در بسیاری از موارد باعث زده شدن دیگران هم می‌شود. ضمن اینکه در دراز مدت اعتماد را از بین می‌برد.