حبس تعزیرى | آیت الله العظمی مکارم شیرازی

دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۶

۱ـ ابو عبداللّه برقى از امام على(علیه السلام) چنین نقل مى کند:

«یَجِبُ عَلَى الاِْمامِ اَنْ یَحْبِسَ الْفُسّاقَ مِنَ الْعُلَماءِ، وَ الْجُهّالَ مِنَ الاَطِبّاءِ، وَ الْمَفالیسَ مِنَ الاَْکْریاءِ. قالَ: وَ قالَ(علیه السلام): حَبْسُ الاِْمامِ بَعْدَ الْحَدِّ ظُلْمٌ(وسائل الشیعه، جلد ۱۸، ابواب کیفیّه الحکم، باب ۲۲، حدیث ۳); بر حاکم شرع واجب است دانشمندان فاسق (که به علم خود عمل نمى کنند،) و طبیبان ناآگاه (که بدون دانش کافى طبابت مى کنند،) و صاحبان وسائل نقلیّه کرایه اى که فقیرند را زندانى کند. سپس فرمودند: زندانى کردن مجرم پس از اجراى حدّ شرعى ظلم محسوب مى شود.»

سؤال: چرا حضرت دستور مى دهد صاحبان وسائل نقلیّه کرایه اى، که از سرمایه کافى برخوردار نیستند را زندانى کنند؟

پاسخ: مى توان به دو احتمال اشاره کرد:

نخست این که کرایه کش فقیر و مستمند، گاه به وسائل مسافرین خود دستبرد مى زند، و به اجرت و کرایه اى که به وى مى دهند قناعت نمى کند. براى پیشگیرى از این جرم دستور حبس چنین افرادى داده شده است.

احتمال دوم این که وسیله نقلیّه در مسیر سفر نیازهاى متعدّدى دارد، و راننده نیازمند قادر بر تأمین آن نیازها نمى باشد، و این مسأله باعث آزار و زحمت مسافرین مى گردد. براى جلوگیرى از این مشکلات، چنان حکمى صادر شده است. در هر حال روایت مذکور دلالت بر حبس و زندان تعزیرى دارد.

۲ـ غیاث بن ابراهیم از امام صادق(علیه السلام)، و آن حضرت از پدرش، و او از پدرانش، چنین روایت مى کند:

«اِنَّ عَلِیّاً(علیه السلام) کانَ اِذا اَخَذَ شاهِدَ زُور فَاِنْ کانَ غَریباً بَعَثَ بِه اِلى حَیِّه وَ اِنْ کانَ سُوقِیّاً فَطیفَ بِه ثُمَّ یَحْبِسُهُ اَیّاماً ثُمَّ یُخَلّى سَبیلَهُ (وسائل الشیعه، جلد ۱۸، ابواب الشهادات، باب ۱۵، صفحه ۳); سیره حضرت على(علیه السلام) در مورد کسانى که به دروغ شهادت مى دادند این بود که اگر غریب بودند آنها را از محلّ سکونتشان به وطن و قبیله آنها تبعید مى کرد، و اگر بازارى بودند آنها را در بازار مى چرخاند، و سپس زندانى نموده، و پس از چند روزى آزاد مى کرد.»

سؤال: چرا چنان مجرمانى را در محلّ کارشان مى چرخاند؟

پاسخ: احتمال دارد که هدف از این کار شناسایى آنان براى سایر مردم باشد تا بار دیگر در دام آنها گرفتار نشوند، و عملا جلوى تکرار جرم آنها گرفته شود. و بعید هم نیست که این خود نوعى تعزیر باشد، در این صورت، روایت مذکور مشتمل بر سه نوع تعزیر است:

۱ـ زندانى کردن ۲ـ تبعید نمودن ۳ـ در محلّ کسب چرخاندن.

۳ـ روایت زیر را دعائم الاسلام از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند:

«لا یُقْطَعُ الطَّرّارُ وَ هُوَ الَّذى یَقْطَعُ النَّفَقَهَ مِنْ کُمِّ الرَّجُلِ اَوْ ثَوْبِه، وَ لاَ الْمُخْتَلِسُ وَ هُوَ الَّذى یَخْتَطِفُ، وَ لکِنْ یُضْرَبانِ ضَرْباً شَدیداً وَ یُحْبَسانِ (مستدرک الوسائل، جلد ۱۸، ابواب حدّ السرقه، باب ۱۳، حدیث ۲); دست جیب بر و کیف بر، بریده نمى شود. ولى شدیداً مجازات بدنى گردیده، سپس زندانى مى شوند.»

۴ـ به روایت دیگرى که از حضرت امیر المؤمنین(علیه السلام) نقل شده توجّه بفرمایید:

«اُتِىَ بِرَجُل اخْتَلَسَ دُرَّهً مِنْ اُذُنِ جارِیَه، فَقالَ: هذِهِ الدَّغارَهُ الْمُعْلَنَهُ فَضَرَبَهُ وَ حَبَسَهُ (وسائل الشیعه، جلد ۱۸، ابواب حدّ السرقه، باب ۱۲، حدیث ۴); مردى را که گوشواره دخترکى را از گوشش ربوده بود به خدمت حضرت على(علیه السلام) آوردند، تا در مورد او قضاوت کند. حضرت فرمود: این کار، هجوم آشکار و وحشیانه اى است، سپس او را مجازات بدنى کرد، و حبسش نمود.»

نتیجه این که مجازات تعزیرى برخى از گناهان، که حدّ شرعى ندارد، حبس و زندان مى باشد.


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*